تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 418

مساهمون:

ص٤١٨
آمده آشوب آغاز و داد و فرياد بر پا كردند . همهء انبارها ، آغل با چارپايان ، ابزارها كه عضد الدوله بازداشت كرده بود مانند روز آغاز توقيف ، پس گرفتند . عضد الدوله روز آدينه پنجم شوال 364 از مدينة السلام [ بغداد ] به سوى كارگزارى خود ، فارس بيرون آمد . ابن عميد با او چنين نهاده بود ، كه پس از وى پيش از سه روز در بغداد نماند .

ستمى كه ابن عميد با پيروى از هوا و هوس به خود كرد و به مرگش انجاميد :

چون عضد الدوله به فارس رفت ، هواى بغداد براى ابو الفتح بن عميد خوش آمد و به خوشگذرانىهاى بختيار و بازىهاى او كشيده شد ، آسودگى از كارهاى ركن الدوله و آسايش و گردش در « زبزب » بر آب دجله و شنيدن آواز خوش زيبارويان و لذت بردن از زندگانى را برگزيد ، بختيار نيز به پاس نيكخواهىهاى ابن عميد و با رهائيش از چنگال درنده‌اى كه گرفتار شده بود [ 1 ] ، و اينكه كوشش‌ها و ميانجىگرى ابن عميد ميان ركن الدوله و او ، راه رهايى را باز كرده بود ، وزارت خود را به او پيشنهاد كرد ، تا دستش در همهء كارهاى كشور باز باشد ، و در هيچ رايى با او مخالفت نورزد . ولى ابن عميد نپذيرفت و گفت : من مادر ، خانواده ، فرزندان و زندگانى در دست
هامش
[ ( 1 - ) ] ياقوت در معجم الادباء 5 : 373 / 14 : 192 مىافزايد : زيرا كه ابن عميد همهء گفتار و كردار خود را در راه بيرون راندن عضد الدوله از بغداد هنگامى به كار برد كه چنگهايش آن را در ميان گرفته ، بر بختيار چيره شده او را دستگير كرده بود ، او بختيار را آزاد كرد و به پادشاهى بازگردانيد و عضد الدوله را از بغداد براند ، پس بختيار او را كسى مىشمرد كه وى را از چنگال شير رها كرده است . صاحب تكمله گويد : ابن بقيه در ذى قعده ، به بغداد درآمد و با پيشكشهاى خود چشم ابن عميد را پر كرد . روزى گفت : امروز حتما بايد پيشكشى به او بدهم : و چون از خوراك به نوشيدن نشستند ، ابن بقيه يك « فرجيه » و يك ردا [ - عبا ] ى بسيار زيبا و گرانبها را به نزد ابن عميد آورده گفت : اى سرور . من جامه‌دار تو شده‌ام ، آيا مرا به خدمت مىپذيرى ؟ و نزد او نهاد . او فرجيه را پس داد و ردا را گرفته پوشيد .