« عياران » بيفزود و آشوب بيشتر شد [ 1 ] بازرگانان بر جان و مال خويش بيمناك شدند .
ابن بقيه براى كمك به طايع للّه و استوار داشتن وى پيوندى ميان او و بختيار پديد
هامش
[ ( 1 - ) ]M: چنان كه پيشتر نيز اشارت رفت ، در سدهء سوم هجرى هنگامى كه فرمانروايان تازى نيروى خود را در ايران رو به نابودى ديدند ، با تشويق تركان آسياى ميانه ، بر مهاجرت ايران ، ايشان را تكيهگاه حكام عرب براى سركوب ايرانيان بومى ساختند . تركان با پذيرش مذهب رسمى خليفگان عرب ( اسلام سنى ) به ايران مىآمدند ، و چون گذشته گنوسيستى ايرانيان را نداشتند ، اسلام ايشان با اسلام گنوسيستى ايرانيان ناسازگار بود .
چون ايشان تكيهگاهى در ميان مردم بومى ايران نداشتند ، بغداد را بهترين تكيهگاه خود ديده ، آلت دست آنان بودند . تركان كه از شمال خاورى به ايران آمده بودند ، در سدهء چهارم توانستند به كمك بغداد فرمانروايى خاندان ايرانى سامانيان را به مهاجران غزنوى بدهند ، پس از آنكه تركان غزنوى رنگ ايرانى به خود گرفتند ، خليفگان بغداد به آوردن تركان تازه نفس سلجوقى آغاز كردند ، تا در سال 447 ه - . به ريشهكن كردن آل بويه در بغداد موفق شدند . اين پيروزى تركان در سدهء پنجم پس از شكستهاى پى در پى پيشينيان ايشان رخ داد . يكى از آن شكستها را در زندگى الفتكين مىتوان ديد كه در پانوشت خ 6 : 423 ياد شد . در اين كشاكش ميان مهاجران سنى و بوميان گنوسيست خليفگان از تركان مهاجر سنى پشتيبانى مىكردند و هر گاه تركان شكست خورده از بغداد عقب مىنشستند ، خليفه نيز با ايشان بغداد را ترك مىگفت ( خ 6 : 431 ) تا با نگاهداشت برابرى دو نيروى ايرانى و ترك ، فرمانروايى را در دست تازيان سنى نگاه دارند . تركان سنى نيز مىخواستند با پشتيبانى از خليفه فرمانروايى را از دست ايرانيان گنوسيست درآورند ، يا دست كم بر نفوذ خود بيفزايند و گاه پيشنهاد مىكردند كه كشور را به دو بخش ترك و ايرانى تقسيم كنند ( خ 6 : 422 ) . در اين هنگام ميان ايرانيان گنوسيست دو دستگى رخ داد . معز الدوله و پسرش بختيار با چهل سال فرمانروايى در بغداد ، تشيع شديد خود را آشكار كرده ، با اهانتها به خليفگان ( مانند خ 6 : 124 ) ايشان را ترسانيده آشتى ناپذير كرده بودند ، پس عضد الدوله با اندكى سنى نمايى و گرفتن جانب خليفه ، با طرد بختيار كه تشيعى آشكارتر داشت توانست خليفه را از تركان بجكمى توزونى و الپتكين ( خ 6 : 423 ) جدا كرده ، تركان را شكست دهد ( خ 6 : 430 ) و حكومت نيم گنوسيست نيم سنى ديلمى را با « سياست هاشمى » ( - پانوشت خ 6 : 269 ص 260 ) تا نزديك يك سده بعد ، پا برجا دارد . ن . ك : پانوشت خ 6 : 441 .