آنچه ديده بودند و خشمى بيشتر كه جان ايشان را تهديد مىكرد بيرون رفتند .
ابن عميد همان وزير بلند پايه [ 1 ] به گمان اينكه همچنان به او خوشبينند ، به رى درآمد ، ولى او را به دار الاماره راه نيز ندادند و با بدترين شكل برگردانيدند . پس به او پيام رسيد كه :
« تو از پيش ما براى كمك به بختيار روانه شدى ، كه سپاه ما و سپاه فناخسرو را اداره كنى ، و كار برادرزادگانم را سامان دهى . اكنون به گونهاى زشت با نامهء زنندهء فناخسرو بيانگر هوسهاى او شدهاى كه مىخواهد جانشين برادرم و برادرزادگانم شود ، از من نيز چشم دارد كه اجازه دهم ايشان را دستگير كند و زندگانيشان را بگيرد ، مرا هم از سركشى خود مىترساند .
تو را نيز شناختم كه او را بر من برگزيدهاى ، وزارت عراق و آب و هواى دجله دل تو را ربوده است . پس به همين اميد به سوى او برگرد ، تا به خدا سوگند مادر و خانوادهات را بر در خانهات بياويزم ، خاندان تو را از روى زمين براندازم و تو را با آن فعله [ 2 ] ( يعنى پسرش عضد الدوله ) مىگذارم تا بكوشيد . سپس خودم تنها با سيصد جماز و سواران آنها به سوى شما خواهم آمد . آنگاه شما اگر توان داشتيد ايستادگى كنيد ، سوگند ركن الدوله سوگندان است [ 3 ] ، همين كه من به سوى شما به راه افتم ، يك تن هم زير پرچم شما نمانده ، همگى به من خواهند پيوست ، با شما نخواهد ماند جز نزديكترين دوستان و بردگان شما . اكنون من تو را از چنگ خود رها مىكنم تا به جاى خود برگردى ، پيام و سخن مرا برسانى ، در آنجا بمانى تا درستى اين بيم و اميد كه دادهام ببينى ! » .
و مانند اين سخنان ، بلكه تندتر و زنندهتر ، كه آنچه ياد شد چكيدهء آن بود .
هامش
[ ( 1 - ) ] خ 6 : 382 .
[ ( 2 - ) ] متن : « ذلك الفاعل » كه همان معنى اهانت آميز « عمله » و « فعله » را در فارسى امروز داشته است .
[ ( 3 - ) ] متن : « و حلف ركن الدوله محلوفة . . . » .