تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
دانست كه او دشمنى را آشكار كرده پس آن را در دل نگاه داشت تا هنگامى كه توانست و او را چنان كه خواهم گفت [ 1 ] نابود كرد .

آنچه كار ابن بقيه بدان انجاميد :

چون محمد بن بقيه از بختيار مىترسيد و از بدبينى او نسبت به خود آگاه بود ، در واسط بماند و نامه‌هايى ميان آن دو ، به دست ابو الحسن محمد بن عمر علوى و ابو نصر بن سراج [ 2 ] داد و ستد شد و هر يك براى ديگرى سوگند ياد نمود ، پس [ ابن بقيه ] به بالا [ بغداد ] آمده منتى نيز بر بختيار نهاد كه سركشى من بر ضد عضد الدوله و به سود تو بوده است ، تا از گناه او كاست و بر احترامش افزود . ميان ابن بقيه و ابو الفتح ابن عميد نيز دوستى و پيمان تجديد شد . در اين سال به ابو الحسن على پسر ركن الدوله لقب « فخر الدوله » و به مرزبان پسر بختيار لقب « اعزاز الدوله » داده شد و به عمران بن شاهين [ 3 ] لقب « معين الدوله » و به محمد بن بقيه ، غير از لقبى كه از پيش داشت ، لقب « نصير الدوله » و به ابو الفتح بن عميد لقب « ذو الكفايتين » داده شد . خلعتهايى نيز از سوى امير مؤمنان به حاضران پوشانيده ، و براى غايبان فرستاده شد . محمد بن بقيه زمينهء كار خود را بر گسترش بدبينى ميان بختيار و پسر عمويش عضد الدوله نهاده به بدگويى ، خبرچينى و دو بهمزنى پرداخت ، و چنان زبان‌درازى كرد كه جايى براى آشتى نماند . آشوب و وزد و خورد دوباره ميان تودهء مردم [ شيعى - سنى ] درگرفت ، سياست عضد الدوله و براندازى عياران ، از ميان رفت . ابن بقيه بر پسر ابو عقيل فرمانده پليس سبكتكين دست يافت . او يك سنى بود كه گروهى از شيعيان را كشته بود ، پس او را در برابر چشم سنيان در ميدان « كرخ » بكشت و بر دليرى
هامش
[ ( 1 - ) ] مشكويه در خ 6 : 476 عنوان فصلى براى گرفتارى و مرگ ابن عميد نهاده ولى در نسخه‌ها سفيد مانده است . [ ( 2 - ) ]M: ابراهيم بن يوسف - خ 6 : 392 . [ ( 3 - ) ] خ 6 : 160 .