بختيار و دو برادرش [ 1 ] و محمد بن بقيه ، هنگامى كه تركان ايشان را رها كرده به بغداد برگشتند ، به پيشواز عضد الدوله رفتند ، پيش پاى او پياده شده به شايستگى او را گرامى داشتند . پس عضد الدوله از كرانهء خاورى رفت و پيشنهاد كرد كه بختيار در برابر او در كرانهء باخترى به سوى بغداد با هم بالا روند .
الپتكين نيز چون در راه بازگشت به بغداد به ميان راه رسيد يك گردان از چهارصد غلام ترك را براى دستگيرى ابو تغلب به بغداد فرستاد ، كه او را خسته كردند و لشكريان ابو تغلب برآشفتند و او بگونهاى زننده با لشكرى پراكنده به موصل گريخت . الپتكين به بغداد درآمد ، و سواران دشمن از هر سو او را در ميان گرفتند ، زيرا از يك سو ضبة بن محمد اسدى [ 2 ] كه عشيرتى بزرگ در « عين تمر » داشت و هميشه راههاى بغداد را مىزد و خواربار آن را مىربود ، او دستور نامهء بختيار را بهانهء رسيدن به آرزوى خود ساخته ، روستاها را چپاول كرد و راهها را ببست . از سوى ديگر ، برادرزادهء وزير محمد بن بقيه را ، كه به « ابو الحمرا » نامبردار شده بود ، با گروهى از بنى شيبان به پيرامن بغداد فرستاد كه راه آن را از آن سوى بربندند .
سواران عضد الدوله و سپاه « رى » و بختيار در راه رسيدن براى جنگ بودند . ابو تغلب نيز راه موصل را بسته با فرستادن گردانها و مردان جلو خواربار را گرفته بود ، حصار تنگ شد ، خواربار كمياب و گران شد ، مردم بپاخاسته ، هر چه مىيافتند چپاول مىكردند ، خريد و فروش متوقف شد زندگانى دشوار گرديد . الپتكين در به دست آوردن نيازهاى خود نيز درماند و ببازرسى جاهايى پرداخت كه احتمال بودن آذوقه ، حبوبات يا هر گونه خواربار مىداشت تا آنجا كه خود نيز سوار شده ، براى بازرسى خانهء برخى از بزرگان رفت و هر چه يافت بگرفت .
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابو اسحاق ابراهيم و ابو طاهر ( خ 414 و 487 ) .
[ ( 2 - ) ]M: ضبه راهزنى عرب بوده است كه از صحرا بر باختر عراق يورش مىبرد ، ما در خ 6 : 517 خواهيم ديد كه او بر حاير حسينى كه اكنون كربلا نام دارد نيز يورش برده است .
ابن اثير از هجايى كه متنبى دربارهء او سرود نيز ياد مىكند ( كامل 8 : 649 ) .