نزديك به مرگ شده نيمهجان اسيرش بردند . پس از تيمار بهبود يافت ولى لنگى ران راست او تا پايان زندگى در او هويدا بود . الپتكين او را بخشوده در برابر گروگان آزاد كرده به كارش بازگردانيد ، پس در جنگ « ديالى » حمدان با الپتكين همكارى كرد و چون در ديالى تركان گريختند حمدان به عضد الدوله پناه برد .
جنگ ديلميان و تركان در « واسط » ادامه يافت و برترى با تركان بود * چندين بار ديلميان نزديك به فرار شدند ، به سبب كمبود سپر و برترى تركان در جنگ افزار بسيارى از ديلميان كشته شدند . حصار بر بختيار تنگ شد ، تركان او را از هر سو در ميان گرفتند ، وضع او را پيشتر نيز گفتم ، او پى در پى به ابو تغلب نامه مىنوشت و خواستار پايين آمدن او مىشد ، از عضد الدوله كمك مىخواست .
او مىنوشت كشورم از دستم رفته است . تو شايستهتر از آنان هستى كه بر آن دست گذاردهاند ، در برخى نامهها شعرى را آورده بود كه عثمان به امير المؤمنين على ( ع ) نوشت :
اگر بايد خورده شوم تو شايستهترين خورندهاى . و اگر نه ، پيش از پاره شدن به فرياد من برس [ 1 ] !
هامش
[ ( 1 - ) ] متن :فان كنت مأكولا فكن خير آكل * و الا فأدركنى و لما امزق .اين شعر را صدوق محمد بن على بن بابويه م - 381 ه - . در « اكمال الدين و اتمام النعمة » چ نجف 1970 م - . ص 509 از گفتهء « ابو الدنيا » على بن عثمان بدين شكل نقل مىكند :فان كنت مأكولا فكن انت آكلى * و الا فأدركنى و لما امزقاين ابو الدنيا مردى افسانه مانند است كه مدعى بود خود او اين شعر را از عثمان وقتى در مدينه محاصره شد ، براى على ( ع ) برده است و عمر دراز كرده ، در عاشورا به كربلا نيز بوده و زنده مانده ، در سال 313 ه - . همراه با خانوادهاش با ماذرايى دبير طولونيان از مصر به مكه آمده ، در اردوگاه ماذرايى و نصر قشورى م - 316 ه - . پردهدار مقتدر م - 320 ه - اين داستان را براى ابو محمد علوى ( حسن بن قاسم ) و او براى صدوق نقل نموده است .
مىدانيم كه عبد اللّه بن ابى الدنيا ( 208 - 281 ) آموزگار مكتفى خليفه است ( نديم . ترجمه ص 346 ) ابن اثير نواده ، او عثمان بن خطاب بن ابى الدنيا را در سال 327 آورده است .
اين شعر كه از أصمعيات است ، در معجم البلدان 3 : 718 و شرح شواهد تفسير -