تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
الدوله كه پيشآهنگ تركان بود با همراهان به بختيار پناهنده شد و از كرانهء خاورى به باختر گذشت ، و بختيار او را گرامى داشت .

چرا حمدان را پيشاهنگ نهادند و چرا او پناهنده شد ؟

حمدان بن ناصر الدوله هنگام آغاز آشوب در بغداد بود ، سبكتكين او را به پيروى خواند و او بپذيرفت ، پيمان دوستى و نيكخواهى بست . انگيزهء آن دشمنى حمدان با [ برادرش ] ابو تغلب بود كه به بختيار وفادار [ 1 ] مانده ، از او پشتيبانى مىنمود . سبكتكين حمدان را به پيشاهنگى سپاه گسيل داشت . چون سبكتكين درگذشت ، الپتكين در نامه‌اى گزارش مرگ وى و جانشينى خودش را براى او نوشته ، حمدان را براى رايزنى بخواند . حمدان كه با ديدن نامه گمان كرد كار تركان با مرگ سبكتكين خواهد برآشفت ، به ويژه كه گزارش آمدن عضد الدوله و سواران ركن الدوله را نيز شنيده بود ، مىخواست به بختيار بپيوندد . پس نامهء الپتكين را به نزد بختيار فرستاده گفت : به نزد الپتكين خواهم رفت و در بازگشت به سوى تو خواهم آمد ، شرطها و پيشنهادهايى نيز نوشته بود . اين نامه هنگامى به بختيار رسيد كه از كرانهء خاورى به باخترى واسط رفته بود . الپتكين نيز پس از ديدار حمدان او را به همان سمت پيشاهنگى زمان سبكتكين تثبيت نمود ، وى همراه غلامان و كارمندانش از آب گذشته به بختيار پيوست . او نيز وى را بسيار گرامى داشت ، مال فراوان ، پارچه‌هاى گرانبها ، جنگ افزار و اسب و استرى زياد ، شترها و باركش‌هاى ديگر پيشكش داد . تركان روزى را با افسردگى گذرانيده ، دوباره يورش آوردند و در جايى كمتر از يك فرسنگى واسط ، از پلى كه ساخته بودند به [ كرانهء باخترى ] جلو بختيار رده‌بندى كردند . تا پنجاه روز گهگاه بر او يورش مىبردند ، مردم در دو سو به بد زبانى و ناسزاگويىهاى زشت پرداختند . روزى حمدان در حال تاختن بود كه تيرى از سوى تركان بر سر اسب او نشست و اسب او را بر زمين افكند ، چون برخاست تا سوار اسبى ديگر شود سنگينى آهن مانع شد و تركان او را شناخته با گرز به دو حمله برده سخت كوفتند ، كه
هامش
[ ( 1 - ) ] كه داماد بختيار بود ( خ 6 : 359 و 404 ) .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 399 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى