روزگار بود ، و با روى كار آمدن ابن بقيه بالا آمده بود . [ ابن بقيه ] از پيش به او نامه نوشته دستور داده بود ، على بن حسين را دستگير كند . در اين هنگام جرجرايى نيز با دستور به پايين [ بصره ] آمد كه دارايى او را مصادره كند و كسى را بر جاى او به كارگزارى يا ضمانت بصره بگمارد و [ به بغداد ] بازگردد . پس چون در بصره با على ابن حسين [ مشرف كارگزار ] گفتگو كرد ، او با افزايش خراج بصره موافقت نمود .
پس بىاجازهء محمد بن بقيه همو را به كارگزارى بازگردانيد و پيمان نوين با او بست و در نامهاى [ به محمد بن بقيه وزير در بغداد ] نوشت كه چون اين راه درست بود انجام دادم و به بغداد خواهم آمد . ابن بقيه خشمگين شده ، كار جرجرايى را نافرمانى و براى ماندن در پايتخت [ و همچشمى با او ] دانسته به عبد العزيز بن محمد كراعى دستور نوشت كه جرجرايى و على بن حسين را دستگير كند و او چنين كرد .
على بن حسين را پس از بازجويىها آزاد و به كارش بازگردانيد . از جرجرايى نيز دستنوشت بر بدهى سنگين گرفت ، كه پارهيى از آن را در بصره پرداخت و براى بازمانده پذيرفت كه او را به بغداد ببرند ، تا در آنجا كه زادگاه اوست به كمك دوستان تهيه كند . مقصود او رسيدن به پناه قهرمانه [ تحفه ] بود . ولى محمد بن بقيه پيشدستى نموده جرجرايى را به پنجاه هزار درم از قهرمانه خريدارى كرده ، دست آن زن را از پشت اين مرد برداشت ، پس دستور داد او را از بصره آورده به كارگزار واسط ابو غالب محمد بن احمد صريفينى تحويل دهند ، تا او خود به واسط آيد و كارى بكند كه بازخواست كنندهاش خدا باشد . ابو غالب ، جرجرايى را گرفت و چند روز نگاه داشت و سپس اعلام كرد كه بيمار شد و درگذشت . حساب همگى نيز با خداوند دادگر است .
آشوب تركان در اهواز نيز امسال آغاز شد و گسترش يافته به همهء عراق رسيد .
انگيزهء اين آشوب :
بىپولى و كش رفتن مردان از كار ، روز به روز افزون مىگشت و زندگى را بر بختيار تنگتر مىنمود . وزيرانش با ترفند نيز از درآوردن مال در مىماندند و