از موصل و بخشهايش برده بود از آن كاستند و بازمانده را به نقد و نسيه بخشبندى كردند .
( ب ) آنكه روستاهاى ويژهء حمدان ، بجز دژ « ماردين » و آنچه از آنها گرفته شده ، يا برداشت شده بود آزاد گردد .
( ج ) اينكه كشندگان عقيلى و كور كنندگان ياران بختيار را به نزد او بفرستد ، تا دستور وى دربارهء ايشان اجرا شود . ابو تغلب همگى آنان را با اطمينان به سلامتى گسيل داشت ، زيرا همه مىدانستند كه اينان مأمورانى بيش نبودهاند ، بختيار نيز همه را بخشود .
( د ) اينكه به ابو تغلب لقبى [ سلطنتى ] داده شود .
( ه ) همسرش [ دختر بختيار ] را به خانهء او بياورند . پيمان و سوگندهاى دو سو از سر گرفته شد . بختيار بازگشت و به شكار پرداخت و در دهم رجب اين سال [ 363 ه - . ] به مدينة السلام [ بغداد ] درآمد ، دبير ابو تغلب نيز فرا رسيد ، بختيار وعدهها را انجام داد و از مطيع للّه براى او لقب خواست و لقب « عدة الدوله » به دو داده و برايش فرستاده شد . خلعتهاى سلطنتى و همسرش را نيز زود فرستادند [ 1 ] تا پول را زودتر بفرستد .
در اين سال محمد بن احمد جرجرايى ، زير شكنجه ، براى به دست آوردن دارايى او ، كشته شد .
گزارش انگيزهء آن :
ابن بقيه از هيچ متهم نمىگذشت ، به هر كس بدگمان مىشد ، و گاه پيش از بدگمانى و انديشه و اثبات ، مىكشت . گروهى خودكفا و دارندگان هنر دبيرى را
هامش
[ ( 1 - ) ] اينجا به درستى آشكار مىشود كه لقب « عدة الدوله » براى ابو تغلب به سال 363 ه - .
صادر شده است ، نه سال 360 ه - . كه در خ 6 : 359 آمده است ، ولى معلوم نيست دختر بختيار كه در سال 360 ه - . بگفتهء صاحب تكمله ( پانوشت خ 6 : 359 ) سه ساله بود ، چگونه در 363 به خانهء شوهر رفته است . گويى ديدگاه گروگانگيرى بيش از همسرى بوده است .