طرف در برابر ابو احمد موسوى [ 1 ] و گروهى از سفيران [ 2 ] ياد كردند . پس بختيار به سوى « حديثه » پايين آمد و مردم موصل ، نفرين به دنبالش مىفرستادند . يارانش را دنبال كرده مىزدند . زيرا كه محمد بن احمد جرجرايى جانشين محمد بن بقيه به ايشان ستمها كرده بود . آرى بازگشت بختيار به صورت فرار آشكار بود . پس همين كه به پايين رفت ، ابو تغلب به موصل درآمد ، و كسانى از يارانش و موصليان را كه گرايش به بختيار نشان داده بودند دستگير ساخته كور كرد . يك مرد عقيلى را نيز به نام ابن عجاج ، كه از سپاه او به بختيار پناهنده شده بود ، و به اميد سازشى كه رخ داده بود از شهر بيرون نرفته بود ، گرفته گردن زد .
چون سبكتكين و محمد بن بقيه و حمدان و سپاه رسيدند و با بختيار گرد آمدند ، حمدان با بيرون ماندن از قرارداد آشتى بيمناك بود ، محمد بن بقيه از بازگشت آن چنانى بختيار خشمگين بود . پس همگى هماهنگ شدند ، كه گردن زدن عقيلى و كور كردن ياران * و زدن موصليان وابسته بختيار را بهانهاى براى بازگشت و دليل پيمان شكنى ابو تغلب گيرند . پس با همهء سپاه به سوى موصل روانه شدند ، ابو تغلب گريخته به جايى به نام « تل اعفر » رفته نامهاى همراه دبيرش ابو الحسن على بن عمرو بن ميمون براى بختيار فرستاده ، از پيمانشكنى گله گذارى كرده ، خيانت به وى نسبت داد . محمد بن بقيه پيك را گرفته سرزنش و زندانى كرده ، همان دليلهاى بالا را برايش گفت . آن پيك ، كشتن و كور كردن را بىدستور ابو تغلب و كار غلامان شمرد .
پس از گفتگوها ، بنا شد ، پيمان آشتى تكميل شود ، پس [ 3 ] :
( الف ) غله را ارزشيابى كرده به پول برگردانيده ، آنچه را بختيار پيشاپيش
هامش
[ ( 1 - ) ]M: نقيب طالبيان بنابر اصول سياست هاشمى - خ 6 : 325 .
[ ( 2 - ) ]M. متن : « جماعة من السفراء » گروهى از ميانجىها كه آن دو را به هم نزديك كرده بودند .
[ ( 3 - ) ]M: شمارهبندى پنج بند ( الف - ه - ) از ترجمان است و در متن عربى همه به دنبال يك ديگر آمده است .