خانه خدا خواست براى ساختن يك انبار علوفه و چارپايانش خشتها را ببرد ، غلام ترك جلوگيرى كرد * كه به كشاكش انجاميد . كدخداى ترك به كمك غلام درآمد و كدخداى ديلمى نيز به كمك غلام خويش برآمده ، بر ترك چيره شده به او دستدرازى كردند . ترك سوار شده ، تركان ديگر را به يارى خواند ، ايشان نيز بر ضد ديلميان به خروش آمدند ، ديلميان جنگ افزار برگرفته ، به در خانهء بختيار آمدند . جلو خانهء او ميدانى گشاده بود ، كه يك سردار ترك به سبب كمبود خانه در شهر ، خرگاه خود در آن زده بود . پس دور خرگاه او را در حالى كه مست بود گرفتند . او پس از شنيدن سر و صدا سوار شده خواست به ياران خود پيوندد ، كه يك ديلمى راه بر او ببست و افسار اسب او را بگرفت ، پس چون زره نداشت از زخمى كشته شد و آشوب بالا گرفت .
تركان به خونخواهى برخاسته با فلاخن [ 1 ] بر ديلميان تاختند ، يكى را كشته ، چند تن زخمى كردند . پس همگى از شهر به بيابان رفته غلامان و پيروانشان نيز بديشان پيوستند . سرداران بزرگ ايشان در خانهها ماندند تا از آشوب دورى جسته ، خود را فرمانبردار جلوه دهند . بختيار نيز براى فرونشاندن آشوب كوشيد ولى چون بالا گرفته بود كارى از پيش نبرد . پس سران ديلمى را بخواست و رايزنى نمود ، ايشان چون از راى او دربارهء سبكتكين پردهدار و تركان آگاه بودند گفتند : اين گزارش پخش شده ، تو خود آگاهتر از مايى كه بر دلت چه نشسته است بهتر آنست همهء سران ترك را دستگير كنى و اين استان را كه در چنگ بختكين بود به دستگيرى ، سپس به بغداد شوى و سبكتكين را بركنى ، و از او و تركانش آسوده شوى . بختيار كه دهانبين ، زودباور بود ، سخن دروغگو را نيز مىشنيد ، اين راى را پذيرفته ، بختكين آزاد رويه ، سهل بن بشر دبير او ، سباشى خوارزمى ، بكتيجور [ 2 ] را كه از سبكتكين پردهدار پشتيبانى مىكرد از خانه خوانده ، دستگير و زنجير كرد ، بر اقطاعهاى سبكتكين در اهواز دست نهاده ، كارگزارانش را بيرون راند ، به بصره دستور نوشت
هامش
[ ( 1 - ) ] متن : نشاب .
[ ( 2 - ) ] بكتيجور خ 6 : 359 در زناشوئى گروهى ترك و ديلم ، با سالار پسر بختيار پيوند كرده بود .