كفن به صدقه مىدادند ، و برخى فجور و كينه ورزى نشان دادند و اينان بيشتر بودند . [ 1 ] در اين بود كه نهر رفيل [ 2 ] و نهر بوق [ 3 ] بشكست ، و در اثر بىتوجهى موجب خرابى ده و اند سالهء « بادوريا » شد .
نيز در اين سال بجكم كشته شد .
گزارش آن :
لشكر بريدى به مذار در آمد . بجكم نوشتكين [ 4 ] و توزون را با لشكرى براى مقابلت ايشان فرستاد . يك زد و خورد * بزرگ رخ داد كه در آغاز كار به زيان ياران بجكم بود . پس به بجكم نوشتند و كمك خواستند . بجكم روز چهارشنبه چهاردهم رجب از خانهء خود در واسط به سوى مذار بيرون شد تا به لشكرگاه ياران برود ولى نامهء توزون و توشتكين رسيد كه از پيروزى ايشان و فرار سپاه بريدى خبرى مىداد و
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : على بن عيسى و « نفرى » به در خانهء خود به مردم رسيدگى مىكردند . « قبهء خضرا » فرو ريخت كه گنبد منصور بود و به « قبهء شعرا » نيز شهرت داشت . كوفى [ وزير ] هارون يهودى كهبذ بن شيرزاد را بيچاره كرد . پس از مصادرت شصت هزار دينار بر او بماند . پس خانهء او را كه پيشتر ، از آن ابراهيم بن احمد ماذرائى بود گرفتند . خانه مشرف بر دجله و صرات بود و باغ ابو الفضل شيرازى و خانهء مرتضى در آن واقع بود . اين يهودى را بردند واسط ، پيش بجكم و در نزد او آنقدر با دبوس او را زدند تا بمرد .
[ ( 2 - ) ]M: نهرى است كه به دجله ريزد ، و به مالك آن مه آذر پسر جشنس پسر ابرويز پسر خشين پسر خسروان منسوب است . او مالك بزرگ اطراف تيسفون بود و به سعد وقاص تسليم شد و از عمر لقب رفيل گرفت . فرزندانش مقام فئودالى خود را تا سدهء ششم نگاه داشتند . رئيس الرؤساء وزير قائم كه به دست بساسيرى در 450 ه - كشته شد و عضد الدين رئيس الرؤساء وزير مستضيء ( 566 - 575 ه - ) خود را از فرزندان اين رفيل مىدانستند ( ياقوت معجم البلدان . واژهء نهر رفيل و لغتنامه دهخدا واژهء رفيل ) .
[ ( 3 - ) ] در نسخهء اصل « نهربو » و در تكمله « نهربوا » است .
[ ( 4 - ) ] در تاريخ اسلام : كورتكين است .