تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
فرمانده [ زيردست ] بيم دارد ، كه مبادا آنچه از فرمانده به سپاهيان مىرسد ، پيوند آنان را به او بيش از فرمانروا استوار سازد . ابو الفتح بن عميد در سير كردن اين هوس خود اصرار داشت ، او مىخواست از بيشترين امكانات آن بهره گيرد . اين رفتار او رشك فراوان شاهان و صاحبان شمشير و قلم را بر ضد او برانگيخت . فرمانرواى او ركن الدوله پير شده ، به تن آسايى نياز داشت ، از آميزش با سپاهيان رنج مىديد ، پس كارها را به دو سپرد . زيرا كه او را جوانى * ديد كه رو به دنيا دارد ، رنجهايى را كه ركن الدوله از سر گذرانيده است ، مىپسندد ، از فرمان دادن ، درآميختن با سربازان ، رفتن به شكار ، با جلودارى ويژگان ديلم و بزرگان سپاه ، ميخوارگى دوستانه با آنان لذت مىبرد ، خلعت پوشانيدن ، بار كردن هديه‌ها را دوست مىدارد . نخستين كس كه بر او خرده گرفت نيز عضد الدوله و مؤيد الدوله دو پسر ركن الدوله و دبيران ايشان ، سپس كارمندان سالمند بودند ، كه مىديدند ، هنگامى كه سوار مىشود كاروانى بزرگ را به راه مىاندازد ، كه دار الاماره و ديوانگاه را پر مىكنند ، و چون بيرون مىرود همهء آنجا تهى مىماند ، كه جز مستخدمانى دون پايه و حاشيه‌نشينان كسى نمىماند . سپس كار او تا فرماندهى سپاه بالا گرفت ، تا آنكه به سردارى سپاهى بزرگ گمارده شد ، كه بايستى از « رى » به نزد عضد الدوله شده ، با او ، براى كمك به بختيار بن معز الدوله به عراق مىرفت ، تا شورش تركان ضد او را كه انشاء اللّه ياد خواهم كرد فرونشانند . پس او در بغداد بماند و به كارهاى بختيار پرداخت و از سوى طايع للّه لقب « ذو الكفايتين » گرفت و خلعتها پوشيد ، پس در توطئه با بختيار بر ضد عضد الدوله شركت جست و او را بيمناك كرد ، تا در اين راه به هلاكت رسيد . من در اينجا خلاصه‌اى گفتم ، تفصيل آن را در رخدادهاى سال 365 بيان خواهم نمود ، تا خوانندگان پند گيرند . اينها آزموده‌هاى مردم [ 1 ] است كه چون پى در پى همانند مىآيد ، بايد از آن پرهيز شود . اكنون به روىدادهاى اين سال باز مىگردم ، كارهاى بختيار را پس از بازگشت
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : [ يجرى مجرى « تجارب الامم . . . » ] گويا نام كتاب از اين جمله گرفته شده باشد .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 364 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى