تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 363

مساهمون:

ص٣٦٣
پدر به وزيرى نشست ، ركن الدوله سياست كشور خود را به دو واگذار كرد ، لگام اسبان خود به دو سپرد . او مانند پدرش هم وزير و هم فرمانده سپاه بود . ليكن پدرش چنان كه پيشتر گفتيم اين كارها را با بهترين نوع استفاده از وسايل انجام مىداد ، با خردمندى و پختگى كه داشت ، هم فرمانروا و هم سپاه را خرسند مىداشت . او رعيت خود و كشورش را مناسب وضع روز اداره مىكرد . در نمايش هيبت و آرايش وزارت به اندازه‌اى كه پايگاه آن را نگاه دارد بسنده مىكرد ، و تا آنجا كه رشك برانگيز باشد زياده‌روى نمىنمود ، تا موجب چشم همچشمى نشود . فروتنى نه چندان مىكرد كه پايگاه خود بشكند و جايگاهش به پستى آرد . مقام و الا و هيبت سياسى او نزد طبقات مردم در سراسر زندگانيش استوار و روزافزون بود . ليكن اين فرزند او ابو الفتح ، در كنار برترى علمى و ادب دبيرى و تيزهوشى كه داشت * ، سبكى بچگانه و مستى جوانانه و بىباكى نيرومندانه ، نيز در او بود . به خود آرايى و قدرت نمايى ، با به خدمت گماردن ديلميان و تركان ، براى ركابدارى در موكبها دلبستگى بسيار نشان مىداد ، ميهمانىها براى فرمانروا و سرداران سپاه برپا مىداشت ، كه خلعت پوشانيدن ، هديه بر چارپايان باركردن ، اسراف در صله بخشى همراه مىداشت . او مىخواست خويشتن را همگام وزيران عز الدوله بختيار [ در بغداد ] نشان دهد ، كه ايشان خود نيز از فرآيند بد اين خودنمايىها بىخبر بودند ، راه درست كشوردارى نمىدانستند ، بالاترين همت هر يك از آنان ، اين بود كه خوش بگذرانند و با نشان دادن آرايشهاى خود ، كينهء حسودان را ، به سبب آنچه در دسترس ندارند ، برانگيزند . ايشان نمىدانند كه نخستين ناخرسندى از اين رفتار ، به فرمانروا دست مىدهد ، كه هر چند آشكار نمىكند ، از اين برابرى رشك مىبرد كه چرا اين زيردست ، توان او را يافته است و در گردآورى مال و ولخرجى در هزينه كردن ، با او ، كه خود را شايسته‌تر مىداند ، تنش دارد . فرمانروا از دلبستگى سپاهيان نيز به بخششهاى
هامش
[ ( - ) ] و پدرش را ياقوت در معجم الادباء چ مأمون 14 : 191 - 240 مىآورد . احوال پدرش ابو الفضل در ( خ 6 : 348 - 358 ) و ابن خلكان ش 668 ج 4 ص 189 نيز ديده مىشود .