تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
كرده مردم را بدبين نموده است . اينان عرب هستند و هر چه را بر ديگران مىتوان ، بر اينان نمىتوان بار كرد [ 1 ] ، آنچه مىشد از اين مردم گرفت ، او گرفته است . اكنون هنگام آنست كه مردم را نيز با دستگيرى او خشنود ساخت ، ديگرى را بر جاى او نهاد و بيش از آنچه مصادره كرده ، او را مصادره نمود . كسى را نيز به نزد عز الدوله فرستاد ، تا جنايتهاى كارگزار را بر شمارد ، دارايى او را بزرگ جلوه دهد و او را به طمع آورد ، تا آنكه بختيار به وزير دستور داد . وزير نيز او و برادر و وابستگان او ، حتى همسر و خانواده و كارمندان و خويشاوندان او ، همه را دستگير كرده ، فرماندارى بصره را به على بن حسين معروف به ابو القاسم مشرف واگذارد ، پس دستگيرشدگان را به او كه دشمن ديرين ايشان بود داد و دستنوشتى از او گرفت تا مالى بسيار از او و كارمندانش بيرون آورد . سپس [ ابو الفضل وزير ] براى جنگ با عمران شاهين به بالا رفت . چون ابو طاهر كارگزار پيشين بصره ، بدانديش بود ، دشمن بسيار داشت * كه بستانكاريهاى سوختهء خود را مىخواستند ، على بن حسين [ مشرف ، كارگزار نوين ] او را به شكنجه‌گرى سپرد كه او را لت و پار كرد ، تا آنجا كه ترسيد اگر رهايش سازد او را رسوا و نابود كند پس جانش را نيز بگرفت ، برادرش و خويشان و همسر او ، همگى را نابود كرد و اثرى از ايشان بجا نگذارد . سپس على ابن حسين [ كارگزار ] به هم معامله‌هاى او ، نامه‌نگاران به او ، و ولاداران [ 2 ] او پرداخته ، ايشان را نيز مصادره كرد ، تا شايد مال تضمين شده را به دست آورد ، ولى باز هم جز برخى از آن به دست نيامد و باقى سوخت شد و آثار خاندان ابو طاهر نيز از صفحهء روزگار زدوده گشت .
هامش
[ ( 1 - ) ] امتياز عرب بودن تا سدهء چهارم مانند خ 6 : 168 هنوز با برجا و چشمگير است . - تاريخ قم ، ص 142 . [ ( 2 - ) ] متن : « و مخاطبيه و قوم تأول عليهم » كسانى كه بر ايشان حق ولا داشته و در پناه او بوده و به دو كمك مىكرده‌اند و او نيز از پناه دادن بديشان سود مىبرده است .