غلامانش بگريخت . هبه اللّه نيز به دنبال او سست آمد تا رهائى يافت . سپس با يك گروه قرمطى برخورد كه براى جنگ با دولت مغرب به شام مىرفت ، خواستند او را بزنند ، ولى چون خود را شناساند ، كه هم پيمان است [ 1 ] دست كشيده ، به دو كمك كردند .
او خواستار نگهبانى براى راه « عانه » شد كه به دو دادند ، پس به سوى مدينة السلام [ بغداد ] رفته در ذىحجهء سال 360 ه - . دو برادر [ حمدان و ابراهيم ] بهم پيوستند . بختيار از واسط به ايشان نامه نوشته ، به پائين آمدن دعوت كرد . ايشان نيز رفتند و در صفر 361 ه - . به دو رسيدند . بختيار آنان را گرامى داشته [ 2 ] بر ايشان خواربار فرستاد ، سپس با هديهء پوشاك ، عطر ، پول ، چارپا ، استر ، ستور ، به بغداد بازگردانيد . ما دنبالهء كار ايشان را پس از اين ياد خواهيم نمود [ 3 ] .
ترفندى كه وزير ابو الفضل بر سبكتكين زد ولى بر خود او بازگرديد :
گفتيم [ 4 ] كه ابو الفضل وزير ، سبكتكين را متهم كرد كه ابو الفرج و ابو محمد [ برادران فسانجس ] را پنهان كرده حمايت مىكند تا ابو الفرج را به وزارت رساند .
سبكتكين نيز ابو الفضل وزير را متهم نمود [ 5 ] كه او نقشهء كشتن ابو قره را پس از آن همه شكنجه كشيده است . اينك چون ابو الفضل براى دلجوئى سبكتكين از هر در كه زد بسته ديد و راهى بدان نيافت دشمنى را پذيرا شده ، به ترفند بر ضد او پرداخت ، چنان كه به بختيار پيشنهاد كرد ، تا [ بختكين ] آزاد رويه را از اهواز به بالا [ واسط ] بياورد و بر پايهء او بيفزايد و در برابر سبكتكين بنهد تا تركان * به گرد او از اين دور
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : « و كان متعلقا بينهم بذمام » مشكويه اين تعبير را براى همپيمانان مذهبى گنوسيست به كار مىبرد . همپيمان بودن برخى از افراد خاندان نيمه گنوسيست حمدانى كه تركيبى از كرد و سريانى بودند با قرمطيان دور نيست . ن . ك ، خ 6 : 66 / 69 / 494 .
[ ( 2 - ) ] صاحب تكمله مىافزايد : حمدان را در خانهء ابو طاهر ، ابراهيم را در خانهء ابو العباس ابن عروه فرود آورد .
[ ( 3 - ) ]M: - خ 6 : 400
[ ( 4 - ) ]M: - 6 : 363 .
[ ( 5 - ) ]M: رقابت ابو الفضل شيرازى با سبكتكين در خ 6 : 365 و 391 و 392 ديده مىشود .