تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨
وقت افزايش آب فرا رسيد ، سيلابها از كار سد بندى جلوگيرى كرد ، ايشان ناچار از ساختمان سدها دست برداشته ، براى نگاهدارى ساخته شده‌ها از ويرانگرى دشمن افرادى را گماردند . زيرا كه ياران عمران بومى و كارآزموده بودند . ايشان در همهء جنگها ، با معطل داشتن دشمن دارائى او را تباه و مردانش را خسته مىكردند . همين كه آمدن سيلابها آغاز مىشد * به ويرانگرى ساخته شده‌ها مىپرداختند . براى آنان يك سوراخ كوچك كه در گوشه‌اى از سد پديد آورند بسنده بود ، كه سيلاب آن را گشاد و همه را ويران سازد . چه بسا در يك ساعت از شب يا روز ، رنج يك سال يا مانندش را تباه مىكردند . زيرا اين سدها با نى و خاك در ميان آب روان ، هنگامى بسته مىشد كه آب اندك و سست بود ، و چون افزايش مىيافت جلو پيشرفت آن گرفته بود ، كوچكترين كمك به روان شدن آب بسنده بود كه فشار پشت سد آن را گشاد كند ، و چه بسا يك سوراخ موش سبب جهش آب تا آنجا مىشد كه نتوان جلو آن را گرفت . چون بختيار و وزير او سدهاى ياد شده را ساختند و سيلاب فرا رسيد ، بيشترين كوشش ايشان بر آن شد ، كه با گماردن نگهبانان ، ساخته‌ها را نگاه‌دارى كنند ، كه عمران ويرانش نكند ، ولى عمران بجاى ويران كردن آنها ، جاى خود را عوض كرد . او همهء آذوقه و كالاها و كشتيهاى خود را از آن پناهگاه كه در آن مىزيست به پناهى ديگر در ميان بطيحه [ مرداب ] برد . چون آب فرو نشست و فصل خشكى سال بعد فرا رسيد ، وزير جاى عمران را تهى ديد ، و چون خواربار او را خواست ، انبارها را نيز تهى يافت . او كه وسيله‌اى براى پيگرد عمران نداشت ، نوميدانه بازگشت . سپاه نيز از ماندن در بدبختى ، از نيش پشه و گرماى هوا و نبودن آذوقه كه بدان خو گرفته بودند برآشفته ، به بدگويى از وزير پرداخته ، خواستند او را بزنند . ديلميان و تركان همدست * و همزبان شدند كه بيشتر در آن جا نمانند . پس بختيار ناگزير از در آشتى با عمران درآمد ، و به گرفتن مالى راضى شد . ولى عمران كه در آغاز يورش ترسيده به پرداخت پنج ميليون درم تن در داده بود ، اينك كه دولت ، پس از خستگى و آشفتگى سپاه ، به گرفتن مال راضى شده بود ، او از آن خوددارى كرده ،