با پيام به سهل بن بشر دبير بختكين آزاد رويه كه دوست ديرين عمران بود ، به پرداخت تنها دو ميليون درم تن در داد كه به اقساط بپردازد . عمران از دادن گروگان نيز خوددارى كرد و به سوگند او بسنده شد ، و ميانجيان ناگزير به بختيار گفتند كه سوگند ياد كرد ، در حالى كه نكرده بود . پس بختيار با سپاهش دست خالى و سرافكنده بازگشت .
نافرمانى و بدرفتارى و دست درازى در سپاه افزايش يافت ، تا آنجا كه ، به سهل بن بشر نيز هنگامى كه دانسته بودند پولى همراه دارد حملهور شده ، آن را ربودند ، بختيار كوشيد شايد برخى از آن را بازگرداند ولى نتوانست . سپس به محمد بن احمد جرجرايى معاون وزير در كار نظارت بر سپاه حمله كردند . ايشان بر نظارت وى اعتراض داشتند ، وزير ايشان را با بركنارى او راضى كرد و با اين كار بهانهاى براى مصادرهء او يافته ، ده هزار دينار از او بستد و همين برانگيزندهء كينهء او نسبت به وزير شد تا آنجا كه يكى از كوشندگان در بركنارى و كشتن او گرديد * .
يورش بر كرمان و بلوچستان
عضد الدوله پيش از اين سال « گورگير » پسر جستان را براى جنگ با سليمان ابن محمد بن الياس فرستاده بود . سليمان در خراسان بود و فرمانرواى آنجا را براى يورش بر كرمان و رام كردن بلوچها و كوچها [ 1 ] تشويق مىكرد [ 2 ] . پس فرمانرواى خراسان لشكرى به او داد و او به كرمان آمد و اين دو طايفه و جز ايشان از ياغيان بر سلطان بزرگ [ 3 ] را فريفته ، همه را يك دست كرده به مقاومت واداشت .
« گورگير » در ميان « جيرفت » و « بم » با سليمان رو در رو شده ، جنگهايى
هامش
[ ( 1 - ) ] اين قوم در خ 6 : 318 نيز ياد شدند .
[ ( 2 - ) ]M: در خ 296 و 332 ديديم كه ابو على محمد بن الياس پدر اين سليمان در خراسان به تحريك سامانيان ضد بويهئيان مىپرداخت . و در 318 و 319 ديديم كه سليمان بن محمد ابن الياس از برادرش اليسع بن محمد بن الياس ، در كرمان شكست خورده به خراسان گريخت .
[ ( 3 - ) ]M: متن : « المارقة لطاعة السلطان الاكبر » كسانى كه در برابر بغداد سرپيچى داشتند .