سياست نادرست بختيار دربارهء عمران شاهين از روز پائين آمدن از بغداد تا بازگشت [ 1 ] به آن ، پشت او را پهن و چشم او را آزمندتر كرد .
هنگامى كه بختيار براى جنگ با عمران [ شاهين ] بيرون آمد چنين وانمود كرد كه براى شكار به « نعمانيه » مىرود ، تا عمران را به غلط اندازد ، كه مبادا به دنبال ساز و برگ برود ، آرى پادشاهان نيز گاهى چنين مىكنند ، ولى به شرط پايدارى و شكيبايى و ترفندهاى دراز مدت ، كه شايستهء اين آغاز باشد ، نه آنكه به درست آغاز كنند ، سپس پشت آن را نگيرند و آن را به بازى بكشانند ، كار بيهوده انجام دهند ، سپاه را بىكار بگذارند ، تا انضباط بشكند و احترام بريزد ، تا دشمن از آشفتگى سپاه و كمبود آگاهى جنگى در فرمانده ، سرگردانى و گيجى و نازيدن او به نام نياكان بجاى تكيه بر كوشش ، آگاه شود ، نقطه * ضعف را بيابد ، انگيزهء نرمش و آشتىجويى پس از آن همه جنگجويى را دريابد ، آرى بختيار تنها همان يك كار نيك را در آغاز انجام داد ، سپس همهء آن ناشايستها را ، كه برشمردم به كار بست . او به آن شكار كه در آغاز ، براى فريب دشمن ، آن را خواست خود وانمود كرده بود ، دل بست و در « نعمانيه » يك ماه با لشكريانش بماند ، تا عمران به خوبى آگاه شد كه جز يورش بر او هدفى ندارند .
سپس به وزير ابو الفضل دستور داد تا به « جامده » و كرانهء مردابها پائين رود ، و به بستن دهانهء نهرها پردازد ، تا آبها برگشته و به جائى جز « بطيحه » [ 2 ] بريزد و ديوارى بزرگ در ميان مرداب بسازد ، تا ديلميان بتوانند بر روى آن پياده به پناهگاه عمران نزديك شوند ، و اين درست بر عكس پنهانكارى نخستين او بود . اين رفتار هيچ مناسبتى با خواب كردن دشمن نداشت . هجوم ، يورش ، شبيخون بايد فرز ، تند ، با چالاكى و دويدن تا پايان ، انجام شود نه با نقشههاى دراز و مهلت دادن ، تا دشمن بيدار شود .
زمان سد بنديها به درازا كشيد ، كه در آن ميان زد و خوردهائى نيز روى مىداد ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير گويد : بختيار در شوال 359 ه - . از بغداد بيرون آمد و در رجب 361 ه - .
بدان بازگشت .
[ ( 2 - ) ]M: ابن اثير : به دجله و « فاروث » و ربع طير سرازير سازد . ياقوت گويد : « فاروث » ميان واسط و « مذار » است و مردمش همگى رافضى غالى هستند .