تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 350

مساهمون:

ص٣٥٠
جعفر [ 1 ] سپرده شد ، كه چون وزارت به ابن بقيه رسيد ، از قدرت او نيز بكاست ، زيرا ابن بقيه همهء كارها را به دست خود گرفت و از اين ديوان جز نام چيزى نماند . در اين سال حمدان ( حمدانى ) نيز برادر خود ابو البركات را بكشت .

پيش درآمدهاى دانسته يا نادانستهء اين رخداد :

چگونگى پناهنده شدن حمدان [ پسر ناصر الدوله ] را به بغداد ، و بازگشت او را به رحبه پس از آشتى با برادرش ابو تغلب ياد كرديم [ 2 ] ولى پس از اندكى دوباره آتش كين افروخته شد ، ابو تغلب برادر خود ابو البركات را فرستاده حمدان را از رحبه به سوى دمشق بيرون راند و آنجا را بگرفت گروهى سپاهى با يكى از غلامانش همراه با يك كارگزار در آنجا نهاده بيرون آمد . حمدان كه راه بيابان پيش گرفته بود با ياران تشنه شد و چون نتوانست برود به خطر تن داده شبانه به دروازهء رحبه بازگشت ، چون پاسداران را خفته يافت يارانش از سوراخى ناپيدا ، به درون رفته ، دروازه را گشوده ، به درون رفته پشت ديوار پنهان شدند . سپس بوقها را به صدا آورد ، مردم ناآگاه از اينكه حمدان در شهر است پراكنده به سوى دروازه دويدند ، ياران حمدان هر كه را خواستند زدند و دو كارگزار خراج و خواربار را دستگير كردند ، غلات كه با كشتى به شهر آمده بود با ديگر بار و بنه و جنگ افزار و چارپايان ايشان همه را گرفته ، از راه فرات به بالا ، در كرانهء شامى [ باخترى فرات ] تا « قرقيسيا » بالا برد . چون خبر در راه موصل به ابو البركات رسيد بازگشت تا در برابر او در كرانهء جزرى [ خاورى فرات ] ايستاد و با هم گفتگو كردند كه به سازش و دوستى نينجاميد ، و چون ابو البركات * خواربار براى ايستادن
هامش
[ ( - ) ] شد ، و زير شكنجهء بازخواست درگذشت . او گنبدى را كه بر گور وزير قاسم بن عبيد اللّه بود ، آورده بر اتاق پذيرائى در خانهء خود نهاده بود . اين گنبد معروف به بدشگونى بود و قاسم در ساختن آن رنج برد ، تا مرد و به زير آن دفن شد . [ ( 1 - ) ] در تكمله آرد كه نامش محمد است . [ ( 2 - ) ] خ 6 : 325 .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 350 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى