تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 351

مساهمون:

ص٣٥١
نداشت به سوى « خابور » [ 1 ] رفت . در اين ميان دويست سوار از بنى نمير ، به حمدان پناهنده شدند ، با سيصد غلام كه خود مىداشت مردان او به پانصد سوار رسيد . او از راه ماجراجوئى خواست از آب گذشته برادر را دنبال كرده به روش راهزنى [ 2 ] بر سپاه او بتازد ، پس با چند سوار از آب گذشت و به دو كه در حال رفتن در منزلى به نام « ماكسين » فرود آمده بود رسيده ، در دو فرسنگى او فرود آمد ، بامدادان پگاه بر او بتاخت ، ابو البركات ، بارو بنه را با گروهى سپاهى به پيش فرستاده ، خود بىساز و برگ مىرفت ، چون گمان نمىكرد كه حمدان با اين اختلاف در شمارهء همراهان بر او بتازد . چون از آمدنش آگاه شد با چند مرد برگشت تا ديگران نيز بازگردند . حمدان عربهاى همراه خود را دستور داد تا پراكنده بر بارو بنهء او شبيخون زده جلو صف‌بندى ايشان را بگرفته ، خود با غلامانش بر ابو البركات يورش برده ، او را ديد كه پيشاپيش مردم مىآيد . پس از رويارويى يك ديگر را شناخته به شمشير زدن پرداختند . چون ابو البركات بىسپر آمده بود ، حمدان شمشيرى بر سرش نواخته او را بر زمين غلتانيده ، نيم مرده او را اسير كرد ، بار و بنهء او به غارت رفت ، گروهى از يارانش پناهنده شده ، گروهى اسير شدند . او برخى اسيران را كشت و برخى را نگاه داشت و به « قرقيسيا » رفت ، تا زخم برادر را كه گمان مىكرد درمان‌پذير باشد علاج كند ، ولى او پس از سه روز * درگذشت . او جنازهء برادر را در تابوت براى خانواده به موصل فرستاد و دشمنى برادران استوار گرديد [ 3 ] . ميان برادران ديگر نيز چشم همچشمى جدايى و كشاكش انداخت . ابو تغلب
هامش
[ ( 1 - ) ]M: در خ 6 : 487 نهرى به نام « خويبور » نيز ديده مىشود ، كه كوچك آنست ، و آن نهرى به جزيره است ، كه نزديك شهر قرقيسيا به فرات ريزد ( معجم البلدان ) . [ ( 2 - ) ] متن : فتتعبت نفسه العبور فى أثر أخيه و التصعلك على عسكره . [ ( 3 - ) ] صاحب تكمله گويد : حمدان در پوزش از كشتن برادر گفت : من در دفاع از جانم او را كشتم . ابو تغلب گفت : به خدا سوگند ، كشندهء برادرم را پيش او خواهم فرستاد هر چند پادشاهى را از دست بدهم .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 351 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى