تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
كه مرگش در آن بود . بختيار به سوگند وفا كرد و ابو طاهر [ محمد ] بن بقيه را به وزارت گمارد . او نيز از ابو الفرج [ فسانجس ] چشم پوشيد ، چون مىدانست كه او هيچگاه به وزيرى خوانده نخواهد شد ، و دست به خرابكارى نخواهد زد . برادرش ابو محمد [ فسانجس خازن ] را به واسط تبعيد كرد و حقوقى برايش قرار داد . سپس ابو محمد را بىدستور ، براى چرندى [ 1 ] كه نزد او گفته بودند كه : ابن بقيه دستگير شده است ، به بغداد فرستادند . ابن بقيه خشمگين شده او را دستگير و به بطيحه [ 2 ] تبعيد كرد ، پس مدتى نزد عمران [ 3 ] بماند سپس روزگار آشوبها [ 4 ] پنهانى به بالا آمده در بغداد پنهان ماند ، تا ابن بقيه وى و برادرش را دستگير كرد و پس از مطالبهء اموال ، ابو الفرج را به زندان سامره فرستاد .

پايان كار ابو قره ، پس از نيروئى كه زير سايهء سبكتكين در واسط به دست آورد :

پس از آنكه ماندن عز الدوله در واسط به درازا كشيد ، مردم به دو نزديك شده پنهانى از ابو قره دادخواهى نمودند كه ستم او روستاها را ويران ، مردم را بينوا كرد ، املاك روستائى * را تصرف و دارائى مردم را مصادره كرده ، حرام خدا را حلال نموده است . چون گشايش زندگى و دارائى بسيار و گستردگى روستاهاى ابو قره را به بختيار نشان دادند ، از ستمى بزرگ كه بر مردم و دارائى انبوه كه به هم زده بود ، خشمگين شده ، ابو قره را از حكومت واسط بر كنار و به ابن بقيه دستور داد ، تا آن را امانت گونه به دست گيرد . ابو قره ابو الفضل وزير را بر خلاف واقع به كشيدن اين نقشه متهم كرده ، به سبكتكين پرده‌دار شكايتنامه نوشته او را بر ضد ابو الفضل برانگيخت ، كه پيمان و سوگندى كه بسته بود شكسته [ 5 ] و به دشمنى ديرين بازگشته است . ابو قره ، كه به تركان سبكتكين پشت گرم بود ، اين بار به نزد ابو طاهر بن بقيه رفته ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : و ذلك لارجاف ارجف عنده . [ ( 2 - ) ]M: مردابهاى ميان بصره و واسط . [ ( 3 - ) ]M: ابن شاهين خ 5 : 160 . [ ( 4 - ) ]M: شايد ، سالهاى 352 - 361 ه - . خ 6 : 261 و 385 . [ ( 5 - ) ] خ 6 : 261