هر ناسزا كه توانست به او گفت ، او را به بيچاره كردن تهديد كرد ، آمار ريز درآمد و هزينهء آنچه را در اين مدت در دست دارد خواستار شد . ابن بقيه مقاومت نمود ، انصاف خواست و بختيار از او پشتيبانى كرد . ابو قره خموش ماند . چون گزارش زبونى ابو قره به دشمن ديرين او سهل بن بشر نصرانى ، دبير بختكين آزاد رويه ، در اهواز رسيد ، نامهاى به بختيار نوشته ، وعدهء مال بسيار به او داد . ابن بقيه نيز به اين انديشه كمك كرده ، ابو قره را دستگير و اموالش را تاراج كرد ، دست بر روستاها و غلات او نهاد . ابو قره پيش دستى كرده ، وجوهى بسيار از سوى خود و كارمندانش تعهد نمود ، اضافه بر آنها اموالى را نيز تعهد كرد كه پيمانكارانش خواهند پرداخت .
ابو قره بدين شيوه ابن بقيه را رام كرد ، پس پيمان بستند * كه ياور يك ديگر باشند . بختيار نيز كه به وجوه پرداختى ابو قره چشم دوخته بود دستور داد به دو خلعت دادند . وزير ابو الفضل نيز از اين رفتار ناخرسندى نشان نداد ، تا اتهام او در نزد سبكتكين زدوده شود .
انگيزهء درهم شدن دوبارهء كار ابو قره ، پس از آنكه نزديك بود رها شود :
خلعتها را آماده كرده بودند كه ابو قره بپوشد ، ولى ستارهبينان وقت را ناشايست دانسته به تأخير انداختند ، تا ساعت خوب فرا رسد . ناگهان فرستادهء سهل بن بشر با پيك فرا رسيده ، نامهاى [ ديگر ] از او و بختكين آزاد رويه آورده ، خواستار تسليم ابو قره به آنان شدند ، وجهى نيز بر مبلغ پيشنهادى او براى پرداخت افزوده ، پرداخت آن را تعهد نموده بودند . ترس پيشين مردم از ابو قره ، بدگوئيها از او كه وى را نزد ابن بقيه دشمن نابود كنندهشان قلمداد كرده بودند ، نيز بدان كمك كرد ، تا او به عز الدوله پيشنهاد نمود ، ابو قره را به سهل بن بشر تحويل دهد ، زيرا كه تعهدى كه ابو قره داده ترفندى براى رها شدن است ، تا دوباره به پشتيبانى سبكتكين ببالد . بختيار او را به پيكهاى سهل بن بشر سپرد تا همان شب به اهواز بردند ، در آنجا دارائى او را مصادره و او را زير شكنجههاى انتقامجويانهء گوناگون كشتند [ 1 ] . ديوان او نيز به ابو احمد بن
هامش
[ ( 1 - ) ] صاحب تكمله آرد : در اين سال ابو قره در « جامده » دستگير شده ، به جنديشاپور فرستاده -