تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
[ فسانجس خازن ] نيز همين كار را كرد . در بغداد با ايشان رفتارى زشت كردند كه به انتقام‌جويى بيشتر مىماند . گرچه كتك و فشار جسمانى نبود ، ولى سبكى و اهانتهاى ناشايست بر ايشان روا داشتند . ولى آن دو توانستند بگريزند و نزد كارمندان سبكتكين پنهان شوند . پس دوباره بدبينى ابو الفضل نسبت به سبكتكين بازگشته ، او را متهم كرد كه وسايل بازگشت [ برادران فسانجس را ] به وزيرى فراهم مىسازد . ناگزير ابو الفضل از بختيار خواست تا سوگند [ 1 ] ياد كند كه هر گاه [ فسانجس ] تا يك ماه پس از تاريخ سوگند آشكار نشود هيچگاه بختيار او را به وزيرى نگمارد و كمكى از او نگيرد * . عز الدوله بختيار اين سوگند ، در حضور سرداران و دادرسان و شاهدان [ 2 ] و سران وابستگان ياد كرد ، و در آن سوگندنامه همهء واژه‌هاى « سوگند بيعت » [ 3 ] ياد شده بود و خود ابو الفضل آن را واژه به واژه ، به بختيار ديكته كرد . ابو الفرج [ فسانجس ] همچنان پنهان بماند ، تا پس از دو سال [ 4 ] كه عز الدوله به بغداد بازگشت ، و براى او و برادرش [ برادران فسانجس ] امان گرفته شد ، پس زير سايهء حمايت سبكتكين آشكار شدند . كار ابو الفضل [ شيرازى ] رو به سستى مىرفت [ 5 ] و به بيچارگى نزديك مىشد ،
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : « مطالبة عز الدولة بختيار باليمين الغموس على الايستوزره . . . » و در خ 6 : 401 گويد : فاستحلفه بختيار بغموس الايمان . . . و در خ 6 : 480 : « اليمين الغموص » با صاد آمده است . غمص با صاد و سين فرو بردن در آب يا خاك و پنهان كردن است . يمين غموس به معنى ايمان مغلظه ، سوگندان مؤكد و سوگند دروغ هر دو آمده است . ن . ك ، كافى كلينى چ 1379 ه - . آخوندى 7 : 436 . كه صاحبش را غرق گناه كند ( مفاتيح العلوم خوارزمى . پ 25 ) . ن . ك ، پيمان عصمت ( خ 6 : 66 ) ، پيمان سنى بيعت ( 6 : 364 و 479 ) . [ ( 2 - ) ]M: متن : « القضاة و الشهود . . . » . گواهان . قشرى از مردم - خ 6 : 390 . [ ( 3 - ) ]M: سوگندى كه هنگام بيعت با خليفه ياد مىشده است . در اين كتاب غالبا چنين است كه هر گاه از « پيمان بيعت » گفتگو شود ، سنى بودن دو طرف را نشان مىدهد ( خ 6 : 479 ) . و هر جا « پيمان عصمت » ناميده شود ، گنوسيست بودن آن دو را مىنماياند ( خ 6 : 66 و 69 و 494 ) . [ ( 4 - ) ]M: كه آغاز آن شوال 360 ه - . بود ( خ 6 : 361 ) . [ ( 5 - ) ]M: متن : ضعف امر الوزير ابى الفضل و ضعفت منته .