تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
مىپرداخت ، حالش رو به بهبود مىرفت ، دست و دلش باز مىشد ، تا به ابو الفضل وزير [ شيرازى ] نزديك شد . پس از مرگ معز الدوله [ 1 ] با ارفاقها كه به عز الدوله بختيار مىداد ، در او نفوذ كرد ، تا او را پذيرفت و كارگزارى را به دو بازگردانيد ، آشپزخانه را نيز به دو داد . او پرداخت به بختيار را ماهيانه تا ده هزار درم رسانيد ، به شرط آنكه در برابر دبيران و ديوان‌داران پشتيبان وى باشد ، از بازرسيهاى ايشان جلوگيرى كند ، و در وصول كردن حواله‌هاى وكالتى [ 2 ] به او كمك كند ، و چون امير انجام مىداد او نيز ماهيانه را مىداد . سپس همنشين خلوتگاههاى بازى و شوخيهاى او شد . از متلكها * كه با دوستان مىگفت امير شكفته مىشد و او را به هر درى در مىآورد . كم كم به پيشكش كردن اسب ، استر ، و باز ، كنيز و غلام رسيد ، در جاه و جلال به جايى رسيد كه ميانجى دادخواهان و نيازمندان شد ، تا آنكه وزارت دوم ابو الفضل كه جاى گفتگوى ما است روى كار آمد . در اين هنگام ابن بقيه بر بسيار كارها چيره بود . او مانند « شيرزاد » مورد اعتماد وزير شده بود ، وزير به او نيازمند شد كه هنگام نبودن او كار را بگرداند . پس همگى به سوى « واسط » به پائين رفتند ، تا با عمران بجنگند . وزير ابو الفضل [ شيرازى ] ابو الفرج [ فسانجس ] را كه در بصره زندانى بود به واسط آورد و دستنوشت او را بر بدهكارى بسيار كه توان پرداخت آن را نداشت از او بگرفت و او را به بغداد فرستاد تا پول را فراهم كند . با برادر او ابو محمد
هامش
[ ( - ) ] هزار من شمع به كار مىبرد . او رفتارى همانند رفتار وزيران خليفه داشت ، به تنهايى بر يك تشك مىنشست ، ستونهاى شمع در پشت سر خود مىنهاد . چند « تور » در پيش رو مىنهاد كه در آنها « موكبيات » و « ثلاثيات » نهاده شده بود . در هر گوشهء اتاق نيز يك « تور » بود كه در آن يك « ثلاثيه » ديده مىشد ، هر چند در آنجا كسى نباشد . هر ميهمان با يك فراش كه « موكبيه » بر دست داشت به درون مىآمد يا به بيرون مىرفت . در زمستان يك منقل آتش زغال پيش دست هر ميهمان مىگذاردند ، اندكى شمع نيز روى آن مىنهادند تا خوب شعله زند . [ ( 1 - ) ]M: در ع 2 - 356 ه - خ 6 : 295 . [ ( 2 - ) ]M: متن : « استيفاء اموال تسبيباته من الوكالة . . . » .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 346 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى