مىآورد .
او بارها برايم مىگفت : در جوانى با دوستان و اديبان همكار ، قرار مىگذارد كه در يك شبانه روز يك هزار بيت را از بركند . البته او گرانمايهتر و والاتر از گزافه گوئى بود . من پرسيدم : چگونه از پس آن برمىآمدى ؟ گفت : من شرط مىبستم كه در يك روز هزار بيت شعر ناشنيده برايم بنويسند ، و من بيست تا بيست تا ، سى تا سى تا ، بازخوانى كرده از عهده بر مىآمدم . پرسيدم : از عهده برآمدن يعنى چه ؟ پاسخ داد : يعنى ديگر نياز به تكرار آن نداشتم . من يك ، يا دو بار ، آن را خوانده ، پس مىدادم و به ديگرى مىپرداختم ، تا همه را در يك روز به پايان مىرسانيدم .
برترى او در نويسندگى نيز از نامههاى گردآورى شدهء او آشكار است ، بر يك نويسنده پوشيده نمىماند . و همچنين است شعر جدى و هزلى او كه والاترين درجه و پرمايهترين مضمون را در بردارد . دربارهء تأويل قرآن و دانستن مشكلات و شناخت متشابهات آن و آگاهى از اختلاف فقيهان [ 1 ] شهرستانها ، عالىترين درجه * و والاترين پايه را داشت .
از آن كه بگذريم ، در دانش هندسه و رياضيات ، كسى به پاى او نمىرسيد [ 2 ] ، در منطق و علوم فلسفه ، به ويژه الهيات كسى در زمان او جرأت خودنمائى پيش او نداشت ، مگر آنكه براى آموزش باشد نه گفتگو و داد و ستد علمى .
من ابو الحسن عامرى [ 3 ] ( ره ) را نزد او ديدم كه از خراسان آمده ، به بغداد رفته و بازگشته بود . و او را فيلسوفى كامل مىشناخت كه كتابهاى ارسطاطاليس را گزارش نوشته ، در اين راه پير شده بود . چون او از دانشهاى استاد رئيس [ 4 ] و
هامش
[ ( 1 - ) ]M. متن : « فقهاء الامصار » ، صوان : « قراء الامصار » .
[ ( 2 - ) ]M: ابن اثير در بيان درجات علمى ابن عميد ، كه گويا از همين جا گرفته باشد ، سنىمآبانه گويد : با آنكه ابن عميد بر علوم اوايل چيره بود اعتقادات خود را سالم نگاه داشته بود ! !
[ ( 3 - ) ] محمد بن يوسف م 381 ( ياقوت معجم الادباء 1 : 411 / 3 : 12 ، صوان الحكمة ص 307 ) .
[ ( 4 - ) ]M: بجاى سه سطر آينده ، در « صوان الحكمه ص : 323 » گويد : فلما اطلع على علوم الأستاذ تحير .
- چون از دانش استاد آگاه شد گيج بماند .