مقدارى چارپا و ستور و پيشكشهائى كه روى هم به يكصد هزار دينار مىرسيد بپردازد . نامههاى ركن الدوله نيز كه رسيد او را دلگرم كرده ، كارهايش را پسنديده ، نقشههايش را ستوده ، دستور بازگشت به پايتخت داده بود .
مرگ استاد رئيس [ ابن عميد ] در همدان شب پنجشنبه ششم صفر سال سيصد و شصت [ 1 ] رخ داد . همهء فضايل با او بمرد ، نيكىهائى كه در هيچكس ، در جهان اسلام جز او ، فراهم نيامده بود ، نابود شد [ 2 ] .
گزارش برخى از رفتار پسنديدهء ابو الفضل ابن عميد [ 3 ] :
اين مرد چنان نيكويى نشان داده بود [ 4 ] كه همروزگارانش را خيره كرده ، دشمن
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير گويد : هنگام مرگ اندكى بيش از شصت سال مىداشت و 24 سال وزيرى كرد ( كامل 8 : 606 ) .
[ ( 2 - ) ] صاحب تكمله ، از صابى نقل كند : از پيشآمدها كه ابن عميد را به ركن الدوله نزديك كرد آنكه ، ركن الدوله مىخواست در رى ساختمانى بسازد و جائى را برگزيده بود ولى يك درخت كهن با شاخ و برگ و ريشهء بسيار در آنجا بود كه براى بركندن آن پولى بسيار خواسته شده و اميدى به ريشه كن شدن آن نيز نبود . ابن عميد گفت : من آن را براى امير با كمترين كار ، در كوتاهترين مدت ، و سادهترين وسيله ، از ريشه در مىآورم . ركن الدوله كه آن را دور پنداشت ، به شوخى گفت : بكن ! عميد تنابها و ميخها آورد و را بار اندازى هندسى را به كار بست ، و چون آماده شد ، مردم را از نزديك شدن به درخت تا جائى كه كشش ريشه گمان رفت جلوگيرى كرد و تنى چند را به كشيدن واداشت . ركن الدوله و ركابيان او به تماشا ايستادند ، كه ناگهان ، لرزش زمين ، باز شدن و وارد شدن بخشى بزرگ از آن ، بيرون آمدن همهء ريشههاى درخت و افتادن تنهء آن ، همه را ترسانيد .
ركن الدوله در شگفت و خوشنود شد ، ابو الفضل را مردى بزرگ شناخت . البته اين رويداد براى كسانى كه از قانون مكانيك آگاه باشند چندان مهم نيست .
[ ( 3 - ) ]M: ابو سليمان منطقى سجستانى خلاصهء همين عبارت را تا خ 6 : 355 و از خ 6 : 358 تا 759 به نقل از مشكويه در حق ابن عميد آورده واژهء « قمى » را بر عنوان ابن عميد افزوده است .
ن . ك . صوان الحكمه . چ . بدوى ص . 321 - 325 و اين مترجم متن را با آن تصحيح نمود .
[ ( 4 - ) ]M: متن « قد أدى من الفضائل » . در صوان الحكمه : « قد اوتى من الفضائل » .