پرداخت ولى باز هم چند بيت افتاده داشت كه او به خاطرش آورد . آنگاه من دانستم كه اين مرد دريائى بىپايان است ، كسى نمىتواند در علم به او برسد . اينست آنچه اين مرد به من گفت ، كه خود مردى اديب و نويسنده بود .
اما آنچه خودم در دوستى شبانهروزى هفت ساله با او [ 1 ] ديدم آنكه هيچ قطعه شعر براى او خوانده نشد كه ديگر اشعار آن شاعر را نداند . هيچ شعر شايسته ، چه كهن و چه نوين ، براى او ناشناخته نبود . من شعرها از او مىشنيدم كه شاعرانش ناشناس بودند و من از حفظ كردن او چنان شعرها را ، در شگفت شده مىپرسيدم : اى استاد * ، چگونه شما براى حفظ چنين شعرها وقت مىيابى ؟ او مىگفت : « گويا گمان مىكنى ، براى از بر كردن اين شعرها رنج مىبرم ! اين شعرها ، با يك بار شنيدن در ياد من مانده است . » او راست مىگفت ، من گاهى شعر خود را كه به سى ، چهل [ پنجاه ] [ 2 ] بيت مىرسيد ، براى او مىخواندم ، و او آنها را ستوده تكرار مىنمود و چه بسا ، چيزى دربارهء آن از من مىپرسيد و بازخوانى برخى را مىخواست ، ولى من نمىتوانستم سه بيت آن را با همان ترتيب بازخوانى كنم و او آنها را بخاطر من
هامش
[ ( 1 - ) ]M: بنابر اين مشكويه كه هشتاد سال پيش از مرگش از سال 341 ه - . نديم مهلبى م 352 ه - .
وزير معز الدوله ديلمى در بغداد بود ( خ 6 : 181 و 194 و صوان الحكمة ص 346 ) به سال 350 ه - .
هنگام شلاق زدن به يك محكوم ( خ 6 : 243 ) و هنگام بازپرسى از چند دبير ( خ 6 : 245 ) همراه او بود ، مدت هفت سال 353 تا 360 ه - . در شمار همكاران نزديك ابن عميد وزير ركن الدولهء ديلمى در رى بوده است . در 355 ه - . هنگامى كه هزاران خراسانى به دنبال قفال چاچى به نام غزاى ضد روم به « رى » آمدند و در اينجا بر ضد ركن الدوله شوريدند و خانهء ابن عميد را چپاول كردند ، مشكويه كتابدار او بود و اين كتابخانه يگانه جائى بود كه از چپاول غازيان رهائى يافت ( خ 6 : 286 ) ثعالبى شعرى از مشكويه در ستايش عميد آورده كه گويا در همين هفت سال سروده شده باشد :لا يعجبنك حسن القصر تنزله * فضيلة الشمس ليست فى منازلها
لو زيدت الشمس في أبراجها مائة * ما زاد ذلك شيئا فى فضائلها( تتمة اليتيمة : چ تهران 1353 خ . ص 96 ) .
در مثالب الوزيرين ، ص 216 نيز دو بيت از مشكويه در نكوهش ابن عميد ديده مىشود .
[ ( 2 - ) ]M. متن : « ثلاثين و اربعين » صوان : « اربعين و خمسين » .