تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
دشمن را اميدوار سازد ، پس خوددارى نموده خشم فرو خورد ، همين نيز بر بيمارى او افزود ، تا در همدان درگذشت . او در نشست با ويژگان مىگفت : خاندان عميد را هيچ چيز نابود نمىكند ، آثار ايشان را از روى زمين برنمىاندازد ، جز اين بچه . او در بيمارى مىگفت : چيزى مرا نكشت مگر فرو خوردن خشم از او . از يادگارها كه در اين سفر از او دارم آنكه ، دربارهء حسنويه از او پرسيدم : آيا ريشه‌كن كردن او راهى دارد ؟ او گفت : البته به اين * زودى و هم اكنون ، نه . ولى چون ما باز مىگرديم چيزى افزوده داريم ، و چون حسنويه باز مىگردد چيزى از دست داده است ، و اندك اندك كارش ساخته خواهد شد . چون به همدان رسيد بيمارى او سختى گرفت و درگذشت [ 1 ] . فرزندش ابو الفتح
هامش
[ ( 1 - ) ]M: بيوگرافى ابن عميد ، بجز از آنچه مشكويه در خ 6 : 348 - 358 مىآورد و خواهيم ديد ، در « يتيمة الدهر » ثعالبى 3 : 2 و كامل ابن اثير ، رويدادهاى سال 359 ه - و ابن خلكان در حرف ميم « محمد بن حسين بن محمد » و « معاهد التنصيص » 2 : 115 و « امتاع و مؤانسة 1 : 66 » از ابو حيان توحيدى زندهء سال 400 ديده مىشود . و همو كتاب « مثالب الوزيرين » را در نكوهش از ابن عميد و شاگرد او ، وزير صاحب بن عباد ( 326 - 385 ه - ) نگاشته است ، كه ابن عميد را در ص 232 قمى مىشمرد كه پدرش به خراسان رفته لقب عميد گرفت و از آنجا نامه‌اى در شكايت از اين پسرش به قاضى اصفهان نوشته است . من نيز در اينجا چند نكته از آنها را مىآورم : ابن عميد را جاحظ دوم نيز مىخوانده‌اند ، ثعالبى گويد : دبيرى به عبد الحميد ( دبير رومى نژاد مروان ) آغاز و به ابن عميد قمى پايان يافت . متنبى شاعر ( 303 - 354 ه - ) او را ستايشها كرد و سه هزار دينار صلت دريافت . نديم در دومين فن از مقالت سوم از فهرست خود ، كتابى به نام « المذهب فى البلاغات » و « ديوان رسائل » به دو نسبت داده است و پدرم در ذريعه اين دومين را در « حسينيهء كاشف الغطا » در نجف ديده است . ( ذ 10 : 240 - 242 ) ايشان كتابى در « تاريخ » تأليف ابن عميد را نيز در كتابخانهء « لاله‌لى » استانبول نشان مىدهد ( ذ 3 : 224 ) . نديم در نخستين فن مقالت هفتم ( تج 302 پ 440 ) گويد : به سال 340 ه - چند صندوق كتاب در يك زيرزمين سربستهء در « سارويه » از ديه « جى » در اصفهان به خط يونانى ( گويا پهلوى ) يافت شد و ابن عميد آنها را به بغداد فرستاد . نيز صاحب ذريعه گويد : كتابهاى پزشكى محمد زكرياى رازى م 313 ه - . را ابن عميد با اجازهء خواهر رازى ، به شاگردانش سپرد ، تا آنها را در دوازده بخش گردآورى كردند ( ذ 6 : 235 ) . ايشان محمد بن احمد عميدى م 433 ه - . مؤلف « تنقيح البلاغه » صاحب ديوان مستنصر خليفهء فاطمى مصر را از نوادگان ابن عميد مىشمرد ( ذ 4 : 461 ) . -