تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
در اين سال ابن عميد با لشكرى سوار ، براى روشن كردن كار كوهستان و گوشمال به حسنويه پسر حسين كرد بدانجا رفت .

گزارش انگيزهء آن : [ 1 ]

حسنويه پسر حسين كرد ، به سبب پيروزيهايى بزرگ كه به دست آورده نيرومند شده بود . او در جنگهاى خراسانيان [ يورشهاى لشكر سامانى ] با ديلميان ركن الدوله ، به اينان مىپيوست و تعصب ديلمى نشان مىداد ، خدمتهاى شايان نيكى انجام داده بود . ولى او افزون بر اقطاع‌ها كه پيمان بسته بود و مزد ميانجيگرىها كه مىگرفت ، دست‌اندازى كه بر ديگران مىكرد و چشم‌پوشى مىشد ، گاهى بر بخشهائى از كوهستان نيز دست‌درازى مىكرد و از دهقانان ثروتمند مالياتى نامشروع ، به نام راهدارى مىخواست . آن مردم نيز ناگزير از پذيرفتن بودند ، دولت جلو او را نمىگرفت ، روز به روز دستگاهش گسترش مىيافت ، فرمانداران ، كارى به كارش نمىداشتند ، تا آنكه ميان وى و سهلان بن مسافر كشاكش رخ داد و به درازا كشيد . پس چون ابن مسافر بر او تاخت * ، حسنويه او را شكست داد . ابن مسافر فكر نمىكرد كه كار به چنين جنگ بكشد . ولى ستيز از مرز گمان او پيشتر رفت ، كار بدانجا كشيد كه ديلميان دولتى پس از شكست در جائى ، دژ مانند ، گرد آمدند ، و كردان ايشان را در ميان گرفتند ، و راه‌هاى خواربار بر ايشان بستند . سپس حسنويه گامى پيش نهاده به يارانش دستور داد هر يك با نيزهء خود مقدارى خار و خاشاك برداشته به نزديك اردوگاه سهلان بياورند . ايشان نادانسته براى چه ، خاشاكى بسيار ، دور اردوگاه سهلان گرد آوردند . سپس دستور داد از چند جا در آنها آتش زدند ، گرماى تابستان و تابش آفتاب نيمه روز ايشان را تشنه كرد و نزديك به مرگ رسانيد ، تا درخواست امان نمودند . پس همه را گرفته پراكنده كرد . چون گزارش به ركن الدوله رسيد ،
هامش
[ ( 1 - ) ] ياقوت حموى در معجم الادباء 5 : 368 / چ مامون 14 : 227 . اين داستان را از مشكويه نقل كرده است .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 328 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى