ابو قره از راه حق پيمانكارى كه بر واسط مىداشت ، طرحى ريخت كه بسيارى از غلات آن مرد در گذشته ، در اختيار او قرار مىگرفت ، پس به وزير ابو الفرج محمد بن عباس گفت : تو در اموال مرد درگذشته حقى ندارى مگر پس از كسر طلبهاى من ، يا آنكه آنها را از بدهىهاى پيمانكارى من بر واسط بكاهى . ابو الفرج وزير به سرزمينى رفته بود كه هيچ نداشت ، اگر مىداشت نيز بايستى در آن با ابو قره به كشاكش رود .
او در جائى به جنگ « خاقان » رفته بود كه نمىتوانست او را دنبال كند . در آنجا ، نه كسى را براى گفتگو مىيافت ، و نه دانهاى گندم يا كالاى ديگر براى بردن . ناگزير براى خاقان پيام آشتى داد ، ولى او نيز آن را نپذيرفت ، چند روز با او جنگيد تا خسته شد * كمبود خواربار ، او و يارانش را از پا درآورده ، ناگزير به بازگشت كرد . او به مالى اندك قانع شد كه آن را نيز به دست نياورد ، در اندكى از آن اندك نيز كه دست يافت ، دچار كشاكش ابو قره گشته ، ناگزير آن را هم با او بخش كرده ، به سوى اهواز رفت .
ابو قره ، براى بختيار نوشت كه « ابو الفرج بى آنكه يك درم داشته باشد ، براى دورى از تو ، و بيچارگى كه انتظارش را داشت برفت . » براى بختكين آزاد رويه [ 1 ] نيز نوشت ، از ابو الفرج بپرهيزد . بختكين نيز براى بختيار نوشت : « مالياتى بر عهدهء او نيست ، حوالههاى تركان و حقوقهايشان چيزى بجا ننهاده است ، محمد بن عباس [ فسانجس ] نزد كارگزاران مىرود ، تا از ولاى خود به طور نامشروع و با ترفند و نيرنگ استفاده جويد ، و به دارائى سال آينده دست درازى كند » .
نامهء [ بختكين ] همزمان شد با كار برادر [ وزير در بغداد ] ابو محمد ، على بن عباس خازن كه برخى بستانكاريهاى مركز را به دست آورده و برخى به سبب ناتوانى او و به انگيزهء ياوهها كه مردم پشت سر وى و برادرش مىگفتند ، نكول شده بود . [ گفته مىشد ] : بختيار با ابو الفضل [ شيرازى در زندان ] هماهنگ شده كه او را به وزيرى بازگرداند و دستنويسى از او گرفته است ، كه هفت مليون درم از ابو الفرج و برادرش ابو محمد [ فسانجسها ] و كارمندان ايشان بيرون خواهد آورد ، حقوق و مواجبها را
هامش
[ ( 1 - ) ]M: در اهواز - خ 6 : 333 .