تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
بود ، مانند علوفهء چارپايان و انجام كارهاى حوالت داران [ 1 ] ، همه از جريان افتاد . سبكتكين از كمك به وزير شدن ابو الفرج و بيچاره كردن ابو الفضل پشيمان شد . او به ياد چاپلوسيها و دو روئى او مىآمد و مىديد * كه با همهء بديهايش ، براى او بهتر از ابو الفرج ، با اين زبونى و سست رايى بود . برادر او ابو محمد ، على خازن بن عباس [ فسانجس ] كه بر بختيار چيره بود ، رگ او را به دست داشت و از مجلس انس و خوشگذرانى او دور نمىشد ، ترسيد بلائى كه سبكتكين بر سر شيرزاد [ 2 ] آورد ، بر سر او نيز بياورد . دو برادر هم آهنگ شدند كه براى خرسندى سبكتكين ابو قره را آزاد كنند و بدهى او را با مالى اندك تصفيه نمايند ، كه اثرى در زندگى او نداشته باشد ، بگذارند مانند پيش به واسط برود ولى از ديوان بر كنار باشد . پس چون آزاد شد ، كار علوفه را رو به راه كرده ، به سوى واسط سرازير شد . پيش از رفتن با سبكتكين هماهنگ شد ، كه براى آزاد كردن ابو الفضل [ شيرازى ] از زندان و رسانيدن وى به وزيرى و دستگيرى ابو الفرج و ابو محمد ، على بن عباس [ برادران فسانجس ] و كارمندان ايشان كوشش كنند . وزير ابو الفرج ديوان ابو قره را تعطيل كرده ، كارها را از آن گرفته بود ، خودش ، به كارگزاران ، نامه مىنوشت . او دبيرى اهوازى به نام « ابن سكر » نيز داشت كه زندگانى او تازه گشايش يافته ، به عهده‌دار شدن اين ديوان آغاز كرده بود . اين مرد به بختيار وعده داد كه ساليانه مالى بابت حقوق حسابدارى [ 3 ] به او بپردازد . او به بختيار گفته بود : اين ديوان براى آن پديد آمده است كه تو كار وزيران را
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : « و مهمات التسبيبات . . . » فرستادن حواله داران ترك به شهرستانها در خ 6 : 311 / 230 و 339 / 342 نيز ديده مىشود . خوارزمى گويد : تسبيب : آنكه جيرهء كسى را بر مالى حوالت كنند كه وصولش دشوارى داشته باشد ، تا جيره‌خوار كارگزار را در وصول آن مال يارى دهد . اين مال در ظاهر به حساب كارگزار نوشته شده و در واقع جيره‌خوار آن را مىگيرد ( مفاتيح العلوم پ 64 ) . [ ( 2 - ) ]M: دبير ديوان فارسى - خ 6 : 328 / 331 . [ ( 3 - ) ]M: متن : من حقوق المحاسبات .