نويد داد تا براى او ميانجى شود ، پس پيشنهاد كرد كه به نزد ركن الدوله رود و نامهء او را ببرد و در آنجا بماند تا ابن عميد بيايد . ولى همين كه شيرزاد به رى رفت ، در آنجا درگذشت .
از ددمنشى و بىوفائى بختيار ، اينكه به روز دوم پس از بيرون شدن شيرزاد همهء اقطاعها ، آباديها ، املاك ، كنيزكان ، خانههاى او را بگرفت ، دبير و كارگزاران او را بيچاره كرد ، بر دارائى و پساندازهاى او دست نهاد . پسر خويش سالار را در خانهء او نشانيد ، اقطاعهايش را به دو سپرد ، و بر خلاف قرار پنهانى با شيرزاد ، ملك او و درآمدش را واقعا به سالار واگذار كرد . گويند كه تبعيد شيرزاد به سال 359 بوده است .
بختيار دو ماه پس از بيرون كردن شيرزاد ، وزير ابو الفضل عباس بن حسين [ شيرازى ] را با دبيران و كارگزارانش دستگير [ 1 ] و اموالشان را مصادرت كرده ، وزيرى * را به ابو الفرج محمد بن عباس [ 2 ] داده ، ديوانها [ 3 ] را به ابو قره حسين بن محمد قنائى سپرد [ 4 ] .
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير تبعيد شيرزاد و دستگيرى وزير ابو الفضل را از حوادث سال 358 شمرده است .
[ ( 2 - ) ]M: فسانجس ( خ 5 : 466 و 6 : 196 / 243 ) .
[ ( 3 - ) ]M: جدا كردن مقام « صاحب ديوان » از منصب « وزير » در خ 6 : 339 نيز ديده مىشود .
- خ 5 : 62 .
[ ( 4 - ) ]M: از رويدادهاى مهم سال 358 كه همهء تاريخنگاران به جز مشكويه آن را ياد نمودهاند ، پيروزى دولت فاطميان شمال آفريقا و گرفتن خاك مصر است . سپاهيان جوهر بردهء رومى ايشان در 17 شعبان 358 ه . به خاك مصر درآمدند ، و در جمادى يكم 359 ه - .
نخستين بار نماز شيعى و اذان با « حى على خير العمل » و جهر به بسم اللّه در اينجا برگزار شد . سپس به ساختن شهر قاهره و تأسيس دانشگاه بزرگ اسلامى « ازهر » كه هنوز پابرجا است پرداختند .
شايد به فراموشى سپردن مشكويه ، اين حادثهء مهم را ، مانند اصل تأسيس حكومت ايشان به سال 297 ه - . كه در پانوشت خ 5 : 76 ياد شد ، آگاهانه و به پيروى از سياست هاشمى و دورى جستن از آزردگى عباسيان بغداد باشد . زيرا كه مشكويه مانند فرمانروايان بويهيى او ، -