يك از ديگرى بيمناك شد ، « ابو قره » نيز ترسيده ، به « شيرزاد » نزديك شده ، به مقامهاى والاتر طمع ورزيد ، زيرا خود را شايستهتر از آنچه داشت مىديد . دارائى بسيار او را مست كرده بود ، وزير ابو الفضل ناگزير از رفتارى غلط انداز با او شد ، تا از او بر ضد « شيرزاد » سود جويد كه خود آن دو را به هم پيوند زده بود . پس چون تبعيد « شيرزاد » روى داد ، وزير مىخواست « ابو قره » را دستگير كند ولى به او مهلت داد ، تا هنگام درو غلهء او برسد چون مىترسيد اگر دستى به او دراز كند ، علوفهء چارپايانش [ 1 ] را ببرد . پس با بختيار همداستان شدند كه به هنگام خود دويست هزار دينار از او بيرون آورند .
بختيار كه كنترلى بر زبان خود نداشت و پنهانكارى ، هر چند زندگى و دارائى او بدان بسته باشد نمىتوانست ، اين راز را نيز فاش كرد ، تا گزارش به ابو قره رسيد .
او كه تا كنون از دشمنى ابو الفرج [ فسانجس ] مىترسيد ، دشمنى وزير [ ابو الفضل شيرازى ] نيز بر آن افزوده گشت ، چون يگانه پناهش شيرزاد * نيز تبعيد شده بود ، بترسيد و با حيلتى دست به دامان سبكتكين پردهدار زد . به دست ابو بكر اصفهانى كه دوست مورد اعتماد او بود ، پولى را كه به شيرزاد بن سرخاب مىپرداخت ، براى سبكتكين فرستاد . سبكتكين بهتر از شيرزاد از او پشتيبانى كرد . ابو قره دژى استوارتر از نخستين يافت . وزير نمىتوانست به او چپ نگاه كند ، تا چه رسد به دست درازى .
در اين هنگام چند گرفتارى [ 2 ] براى ابو الفضل وزير [ شيرازى ] پيش آمده بود :
1 - دست تنگى و ناتوانى از گردآورى ماليات .
2 - واخواست بختيار وامهايى را كه داده و وزير نتوانسته بود پس دهد .
3 - دشمنى سبكتكين ، كه از ترفند و فريبكارى او مىترسيد ، و بر پيشرفت ظاهرى و افزايش غلامان و پردهداران و جوانمردى چشمگير او رشك مىبرد و دلجوئى وزير از تركان و فشار آوردن براى افزايش حقوق ايشان ، و همچشمى با
هامش
[ ( 1 - ) ] متن : قضيم الكراع .
[ ( 2 - ) ]M: شمارهگذارى گرفتاريهاى وزير ، در زير ، از ترجمان است نه مشكويه .