بازگردانيده مىشد ، و فشار را بر شكايت كننده مىافزود ، از اين رو كشاورزان هميشه از ترس ، سپاسگزار او بودند .
هنگامى كه وزير ابو الفضل [ شيرازى ] در دوران معز الدوله به موصل مىرفت ، ابو قره را به بالا آورده ، در بغداد به جاى خود گمارده ، او را با شيرزاد دبير ديوان فارسى پيوند داد ، تا در برابر فشار ابو الفرج محمد بن عباس [ فسانجس ] پشتيبان او باشد . ابو قره به شيرزاد پيشكش مىداد ، با او گرم مىگرفت ، تا در استيفاى ماليات از او كوتاه بيايد . پيوند ميان آنان استوار شد ، تا آنجا كه زور هيچ يك از دو رقيب به او نمىرسيد ، ابو الفرج [ فسانجس ] و ابو الفضل [ شيرازى ] در آن روز و تا پايان روزگار معز الدوله نام وزارت نداشتند [ 1 ] . ابو قره صورت حساب خود را هر گونه كه مىپسنديد مىآورد و هيچ يك از دو دبير خردهاى از آن نمىتوانست گرفت . پس گذشته از سودهاى ياد شده و غير از درآمد املاك ، و گذشته از مصادرتها و كار گمارىها [ 2 ] وى بيشترين درآمد را نيز از اقطاعهاى خود بر مىداشت .
چون « شيرزاد » از وزير ابو الفضل خواستار انجام وعدهاى مىشد كه داده بود ، « اگر او را به وزارت برساند چنان خواهد كرد » ، ابو الفضل در پاسخ ، به آوانسهائى تكيه مىنمود كه « ابو قره » به او مىداد . او مىگفت : ابو قره كارگزار من است ، من او را با تو پيوند دادم * تا هنگام دورى من از بغداد جانشين من باشد . آنچه من بايستى به حساب تو ريخته باشم او به حساب تو مىنهاد ، تا تو از من بدانى .
« شيرزاد » پاسخ مىداد : من تنها آن چيزى را از آن تو مىشمارم كه از دارائى ويژهء تو ، اقطاع خودت ، به من آوانس دهى ! اين كشاكش ميان آن دو ادامه يافت تا هر
هامش
[ ( 1 - ) ] خ 6 : 302 - 305 .
[ ( 2 - ) ]M: متن : « من المصادرات و المصانعات » مانند خ 6 : 136 . مصانعه : به كار گماردن كارگر است كه ضمانت درستكارى او را نيز در بر مىداشت . و درصدى از حقوق كارگر به « مصانع - ضامن » تعلق مىگرفت . و از همين جا واژهء « اصطناع » به معنى بركشيدن نيز به كار مىرفت ، يك وزير ، يك دبير را به كارى پر سود مىگمارد و برمىكشيد و در برابر آن از او آوانسها مىگرفت .