تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
او سربازى نيز انجام داده دعوى دليرى داشت . مردم نيز بر آنچه خود مىگفت مىافزودند . دلبستگى او به مال اندوزى و پناهندگى [ 1 ] دادن و سود بسيار گرفتن از راه نادرست ، روز افزون شد . به هر چه چشم مىدوخت دست بردار نبود . هيچ مخالف از دست وى پناه نداشت . او بختيار را از پرداخت بخششها كه به ديلميان و تركان مىداد ، بازداشت ، او را به خودكامگى و ايستادگى كشانيده ، در نيرنگ بر ضد سبكتكين پرده‌دار ، به طمع دست اندازى بر اموالش شركت جست . او مىخواست لقب * « سپهسالار » و سردارى سپاه را بگيرد . چون گزارش به سبكتكين رسيد ، از ديدار بختيار و رفتن به خانهء او ، جز پس از مدتى ، آن هم با احتياط و هوشيارى ، خوددارى نمود . كار شيرزاد بر سپاه سنگين مىآمد ، زيرا بختيار ايشان را عادت داده بود كه به هيچ خواست كوچك يا بزرگ ايشان پاسخ منفى ندهد ، و شيرزاد او را از اين رفتار بگردانيد . دبيران نيز از شر شيرزاد ترسيده دشمن او شدند ، زيرا دست آنان را از پناه دادن كوتاه كرده بود ، مردم بسيار به او بد مىگفتند ، تركان در دشمنى او همزبان شده ، هر رخداد ناپسند را به او مىبستند . وزير ابو الفضل [ شيرازى ] نيز براى رام داشتن تركان و گشايش بر آنان از او پرهيز گرفت ، ميانشان شكرآب شد . تركان براى كشتن شيرزاد همدستان شده ، براى گرفتن اجازت به خانهء سبكتكين شدند . چون گزارش به بختيار رسيد به او پيشنهاد كرد كه به خانهء سبكتكين رود ، او را خوشبين سازد ، خود را به دامان او افكند و از او بخواهد كه شر تركان از او دور كند . بختيار ، وزير ابو الفضل را نيز همراه شيرزاد براى كمك فرستاد ، زيرا كه ناهماهنگى اين دو هنوز آشكار نشده بود ، ايشان به خانهء سبكتكين رفته ، تركان را ديدند كه در رايزنى براى كشتن شيرزادند ، سبكتكين اجازت كشتن شيرزاد را نداده ، دستور ترسانيدن
هامش
[ ( 1 - ) ] متن : التلاجى . خوارزمى در مفاتيح العلوم گويد : تلجئه آنست كه خرده مالك بينوا ، آبادى خود را به پناه نيرومند درآورد تا از وى حمايت كند .M II: پناه دهنده نيز در برابر از آن خرده مالك سود برد . پناهندگى در آن دوران متداول بوده و در خ 6 : 231 نيز مانند آن ديده مىشود .