تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥

سپاهى بزرگ كه از خراسان آمد :

گزارش كار غازيان خراسانى ، كه در رى بر ضد ديلميان برخاستند و پس از چيرگى شكست خوردند : در رى به ركن الدوله گزارش رسيد ، گروهى كه پيرامون بيست هزار اند ، به نام « غزا » از خراسان بيرون آمده‌اند و مرزدار « اسفوزن » پسر ابراهيم دربارهء آنان نگران است . او نوشته بود : ايشان پس از آمدن به درون مرز به خرابكارى پرداختند ، و چون به آنان و سردارانشان پيام داده شد ، گوش ندادند ، رفتار ايشان همانند غازيان نباشد ، اينان يك سردار ندارند ، بلكه مردم هر شهر ايشان سردارى از خود دارند . چون نامهء « اسفوزن » رسيد ابن عميد [ 1 ] به ركن الدوله پيشنهاد كرد كه به ايشان اجازت ورود گروهى ندهد ، بلكه آنان را در دسته‌هاى دو هزار نفرى به « رى » بپذيرد . و چون آنان بيرون رفتند گروه همانندشان ، به درون آيد ، تا دنبال هم بروند ، مبادا اسباب آزار مردم شوند يا ناشايستگى نشان دهند . ركن الدوله نپذيرفت ، « با پادشاه نتوان گفت :
هامش
[ ( - ) ] مذهب ما كوتاهى نكرد . سردار رومى ، چند بار سخت با آنان جنگيد . سپاه روم كمبود علوفه داشت . نائب « انطاكيه » محمد بن موسا به « قرغويه » جانشين نايب « حلب » در يك نامه گزارش رخدادها و ايستادگى مردم را نوشت كه : « من شبانه روز در جنگ هستم ، يك ساعت آسودگى ندارم ، ملعون [ سردار روم ] از اينجا بازگشته بر « جسر » فرود آمده است » . در اين سال نيز تقى سيفى [ شايد از سيفيان خ 6 : 380 و 488 ] بر يك گروه گشتى روم تاخته نابودش كرد و طاغيهء روم ناگزير ، گشتيهايش را از راه‌ها بيرون كشيد . همچنين گزارش رسيد كه نايب « انطاكيه » محمد بن موساى صلحى ، اموال بسيار مركز انطاكيه را برداشته ، به عنوان آنكه مىخواهد براى سيف الدوله ببرد از شهر بيرون برده ، به روميان پناهنده و مرتد شده است . گفته مىشد كه : او مىخواست « انطاكيه » را به روم دهد ولى به سبب اتحاد مردم نتوانست ، و چون ترسيد خبر به سيف الدوله برسد اموال را برداشته بگريخت . [ ( 1 - ) ]M: متن : بالأستاذ الرئيس حقا استادى كه رئيس حقيقى او است . مشكويه كتابدار ابن عميد بوده ، همه جا او را با اين القاب خوانده و مترجم آن را به ابن عميد تبديل كرد .