برداشته بودند به گونهاى كه از يك ديگر جدا بودند ، كيسههاى پرگ [ 1 ] نيز سفيد بود . سپس نوبت بارهاى فرش رسيد ، كه بر استران بود و من آنها را نشمردم . دنبال آنها اسبان يدك آمدند با زين و پالانهاى با سيم و زر دوخته شده ، سپس شترهاى آذين بسته ، وسايل و فرشهاى سنگين ، چادرها ، خرگاهها ، بادبانها و سرادقها [ 2 ] بر آنها بار شده بود كه بسيار و زيبا بود ، من مانند اين هديهاى چنين بزرگ در يك بار نديده بودم .
گزارش انگيزههاى شكست ابراهيم در آذربايجان و گريز ناپسند او و آمدنش به حضور ركن الدوله :
چون ابراهيم از دست اسماعيل پسر [ عمويش ] وهسوذان و ابو القاسم بن ميشكى [ 3 ] به ارمنستان گريخت ، به آماده شدن براى جنگى ديگر پرداخت . او به شاهان ارمنستان و ديگر دوستان نامه نوشت ، كردان را به دور خود گرد آورد ، باجستان بن شرمزن از در آشتى درآمد ، دوستان را * به كارگزارى ولايتها و اقطاع دادن نويدها داده ، دستنوشت هم مىداد . در اين ميان اسماعيل بن وهسوذان نيز بمرد ، پس ابراهيم به اردبيل آمده آن را بگرفت ، ابن ميشكى با گروهى به وهسوذان پيوست ، ابراهيم بر طارم حمله برده ، به جنگ با عمو و خونخواهى برادرانش جستان و ناصر پرداخت ، وهسوذان از رو در روئى با او خوددارى كرد ، تشويقهاى ابو القاسم بن ميشكى به جنگ ، در او اثر نكرد ، بلكه تصميم گرفت به ديلمستان برود ، ابو القاسم ابن ميشكى نيز به دنبال او رفت . ابراهيم به سرزمين او درآمده كارگزارانش را بپراكند و منطقه را درهم ريخته مدتى به جستجو از دارائى عمو پرداخت ، و زيان بسيار به وى زد ، سپس به آذربايجان بازگشت . وهسوذان و ابن ميشكى ، به گرد - آورى مردان از ديگر شهرهاى ديلم پرداخته ، به « طارم » آوردند . ابو القاسم بن ميشكى با نيروى مالى و انسانى كه وهسوذان در اختيار او گذارد به آذربايجان رفت . ابراهيم
هامش
[ ( 1 - ) ]M: متن : « أكياس الورق » ورق معرب پرك سكههاى نازك ، پولك است .
[ ( 2 - ) ]M: معرب سرادكها سرا پردهها ( محمد على امام ، ص 355 و 691 ) .
[ ( 3 - ) ]M: ابن اثير همه جا اين واژه را معرب كرده « ميسكى » بىنقطه آورده است .