بزرگ به راه انداخت و هفتاد و نه [ 1 ] كشتى عمانى را بسوزانيد .
براى جنگ عمران بن شاهين نيز معز الدوله ، ابو الفضل عباس بن حسين شيرازى [ 2 ] را با سپاه فرستاد . ابو الفضل نخست به بستن آب راهههاى بطايح ( مردابها ) آغازيد .
معز الدوله ، سپاه و غلامان خود را با پردهدار بزرگ در واسط بگذارد و خود به عنوان يك سركشى بيست روزه ، از بطايح به « واسط » و از آنجا به بغداد بالا آمد ، با اين انديشه كه به زودى برگردد و كار عمران را بپايان برساند . ولى همين كه او به بغداد رسيد درگذشت و چنان كه خواهيم گفت [ 3 ] دولت مجبور شد در سال 356 با عمران آشتى كند .
در اين سال نيز ابراهيم سالار ، در جنگ آذربايجان از ابو القاسم بن ميشكى شكست خورده به خدمت ركن الدوله رسيد . او تنها يك تازيانه و يك چارپا همراه داشت ، هيچيك از يارانش از آن جنگ نرسته بودند . ركن الدوله به بزرگداشت پيوند زناشوئى كه با خاندان مرزبان داشت ، ابراهيم را گرامى داشت و هديههاى شاهانهء بسيار به دو بخشيد ، زيرا خواهر ابراهيم [ 4 ] ، ابو العباس را براى ركن الدوله آورده بود . من هنگام بردن هديهها به خانهء ابراهيم در رى بودم ، براى ديدار آنها سوار شده * نزديك دار الاماره با مردم ايستادم . هديهها چنين بود : تختههاى پارچه ، بستهها ، سبدهاى گوناگون با پارچههاى مختلف ، كه يكصد مرد بر سر گذاشته بودند . سپس عطرها در سينىهاى سيمين با وسايل آنها مانند درجها ، كه به دست سى مرد بود .
بعد ، بدرههاى پول آغاز شد ، كه مردان بر سينه گرفته بودند ، با صرههاى زر ، كيسههاى درم را پنجاه مرد برداشته ، صرههاى دينار را ، كه از حرير سرخ بود ، بيست مرد
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ابن اثير : هشتاد و نه كشتى .
[ ( 2 - ) ] داماد وزير مهلبى ( خ 6 : 240 و 244 ) .
[ ( 3 - ) ] خ 6 : 296 .
[ ( 4 - ) ]M: دختر مرزبان همسر ركن الدوله و مادر ابو العباس است ( خ 6 : 207 ) چنان كه همسر ديگر او دختر حسن فيروزان مادر فخر الدوله على است ( خ 6 : 37 ) .