تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
كرديم [ 1 ] . قرمطيان دبيرى داشتند معروف به على بن احمد كه كار شهردارى و سپاه با او بود . دادرس شهر نيز مردى گرانمايه و ايلمند بود . او با سران شهر ، پس از دور كردن « نافع » از كشور ، بر آن شدند كه مردى به نام « ابن طغان » را به اميرى كشور بگمارند . او كه از سرداران كوچك عمان بود ، از سرداران و الا مقامتر از خود ترسيد كه در صدد براندازى او برآيند ، هشتاد تن از سرداران را دستگير كرده برخى را كشت و برخى را در آب خفه كرد . پس دو خواهرزادهء يكى از سرداران غرق شده ، بدان شهر آمده ، و از حال او جويا شدند . چون از غرق شدن او آگاه شدند مدتى به انتظار پيشامد خموش بماندند * تا در يك روز بارعام همراه مسلمانان بر « ابن طغان » وارد شدند و در پايان مجلس او را كشتند . پس مردم به اميرى عبد الوهاب بن احمد ابن مروان خويشاوند دادرس شهر ، راى دادند ، ولى او رو پنهان كرد . مردم از دادرس خواستند كه به او دستور دهد و او را ناگزير به پذيرفتن اميرى شهر كند . دادرس اين كار بكرد و او پذيرفته آشكار شد . مردم با او بيعت كردند و على بن احمد ياد شده كه با قرمطيان از هجر آمده بود به دبيرى او گمارده شد . او با سپاهيان بر اين كنار آمد كه براى صلت حقوق دو ماه به ايشان بپردازد . على بن احمد در گنجينه‌ها را باز كرد و به پرداخت افزايشها آغازيد ، ولى او با افزودن حقوق سياه پوستان [ زنگيان ] كه شش هزار مرد و داراى نيرو بودند ، مخالفت كرده ، گفت : امير عبد الوهاب به من دستور داده است كه به شما يك ماه حقوق بپردازم . ايشان ناراحت شده واكنش نشان دادند ، او گفت برويد و با امير گفتگو كنيد . همين كه رفتند ، ايشان را باز خوانده گفت : اگر برويد ، او به شما راه نمىدهد و نخواهد پذيرفت كه بيش از يك حقوق به شما بپردازد ، اگر مىخواهيد با من بيعت كنيد تا من دو ماه حقوق به شما بپردازم ، و من امير باشم . سياهان پذيرفتند و او دو ماه حقوق به ايشان پرداخت . اين بار سفيد - پوستان شوريدند ، و ميان سفيد و سياهپوستان زد و خورد شد و چند سفيد كشته شد
هامش
[ ( 1 - ) ] خ 6 : 273 .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 269 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى