تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
تا آرام شدند [ 1 ] . پس سفيد و سياه همگام شده ، با على بن احمد بيعت كردند . * سپس در نامه‌اى به عبد الوهاب بن احمد بن مروان آگاهى دادند كه : ما اميرى را به كسى ديگر داديم ، شما بايد از كشور بيرون شويد ، او نيز بيرون رفت و اميرى براى على ابن احمد مسلم شد . در اين سال امير معز الدوله براى جنگ با عمران بن شاهين [ 2 ] به واسط رفت . او سپاهى نيز به عمان فرستاد ، روز سه شنبه يازدهم رجب با تنى تب‌دار از بغداد به سوى واسط رهسپار گرديد . روز جمعه دو شب از رجب مانده ، نافع اسود كه مولاى يوسف بن وجيه [ عمانى ] [ 3 ] بود ، آمده ، امان خواست و او پذيرفت . امير در مورد نيازهاى سفر عمان بررسى مىكرد و از واسط به سوى ابله سرازير شد و در كرانهء « شاطى عثمان » در خانهء بريديان فرود آمده به گردآورى ساز و برگ جنگ دريائى پرداخت ، براى فرستادن سپاه به عمان مركبها ، شذاها بساخت . او از ديلميان براى جنگ عمان دعوت كرد و آنان پذيرفتند ، بجز گروهى كه ده و اند تن بودند و نپذيرفتند و او آنان را براند . از آن پس همهء تركان و ديلمان پذيرا شدند . او ابو الفرج محمد ابن عباس [ 4 ] را به سردارى سپاه عمان و ادارهء جنگ و حكومت بر آن پس از گشودن ، بگمارد . روز پنجشنبه نيمهء شوال سپاه را در يكصد فروند كشتى مركب ، شذا بفرستاد ، ابو عبد اللّه چپ [ 5 ] و نافع اسود را نيز با ايشان همراه كرد . و چون به « سيراف » * رسيدند سپاه عضد الدوله در كشتيها و شذاها كه براى كمك به عمويش تهيه كرده بود بديشان پيوست ، چون ابو الفرج به عمان رسيد و سپاهش آنجا را اشغال كرد ، كشتارى
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ولى ابن اثير آشكارا مىگويد : در آن جنگ سياهان بر سپيدان پيروز شده ، عبد الوهاب را بيرون راندند و با على دبير قرمطى ، بيعت نمودند . [ ( 2 - ) ]M: - خ 6 : 160 . [ ( 3 - ) ]M: - خ 6 : 191 . [ ( 4 - ) ]M: - خ 6 : 196 : محمد بن عباس بن حسين فسانجس . [ ( 5 - ) ]M: أيسر چپ ( خ 6 : 308 ) . چپ دست .