سعيد بن حمدان است و پيشامد در كاخ وى رخ داده بود ، دستور داد ، پاى « نجا » را گرفته كشيدند و از خانهء او بيرون برده ، در يك فاضلاب انداختند ، در آنجا بماند تا فردا عصر او را درآورده كفن و دفن كردند .
در اين سال ، ابو احمد خلف بن ابو جعفر بن بانو نيز به خدمت خليفه رسيد ، معز الدوله او را به دربار برده ، فرمان حكومت سگستان و خلعت براى او صادر كرده ، درفشى برايش بيفراشت [ 1 ] .
نيز خبر رسيد كه چون تركان به سرزمين « خزر » يورش آورده بودند ، شهرنشينان از مردم خوارزم درخواست كمك نمودند ، ايشان پاسخ گفتند : ما به يهوديان كمك نمىكنيم . اگر كمك مىخواهيد بايد مسلمان شويد . پس همگى خزريان جز پادشاه مسلمان شدند .
خبر ديگر رسيد كه چون ابو عبد اللّه ابن داعى ، به ديلمستان رسيد ، ده هزار مرد به گردش آمدند و ابن ناصر علوى از روياروئى با او بگريخت ، سپس با يك سردار بزرگ وشمگير جنگيده او را شكست داد و « مهدى لدين اللّه » لقب گرفت [ 2 ] .
هامش
[ ( - ) ] بود . سيف الدوله مطلبى را بيان كرد و او پاسخى ناپسنديده داد ، پس يكى از غلامان سيف الدوله بنام « نجاح » برجست و با شمشير بر سر او كوفت و او را بكشت . جنازهاش را به ميافارقين بردند و چون سيف الدوله از كشتن او پشيمان شده بود ، با شاه « اخلاط » و مردم آنجا ، او را تشييع و دفن كردند .
[ ( 1 - ) ]M. ن . ك : تاريخ سيستان چ ، بهار ، ص 341 .
[ ( 2 - ) ] ناصر لدين اللّه ابو الحسن احمد بن هادى الى الحق يحيا ، امام زيديان بود . سران خولان به سال 301 از دست برادرش مرتضى ( ابو القاسم محمد بن يحيا ) به او متوسل شدند ، ناصر در ميان ايشان بود ، تا در 325 درگذشت . او چند فرزند داشت كه حسن ، جعفر ، و يحيا از ايشانند . چنين است در « حدائق ورديه » . در « عمدة الطالب » ، چ بمبئى ، ص 157 آمده است : پسرش حسن پس از پدر جاى وى را بگرفت و « منتجب لدين اللّه » لقب داشت .
برادرش يحيا كه « منصور » لقب داشت در امامت با وى در كشاكش بود . او كه مردى كارآمد بود ، در آن هنگام كه ابن داعى در روزگار معز الدوله در بغداد مىزيست ، كسى را به نزد او فرستاده ، گفت : او را بيازما ! اگر او را شايستهتر از من براى امامت يافتى ، براى -