سيف الدوله به « ميافارقين » رفت ، يارانش دژى را كه « نجا » از ابو الورد گرفته بود با ترفندى بگرفتند ، نجا بگريخت ، دژهايش با اسيران رومى و برادر « نجا » [ 1 ] همه به دست سيف الدوله افتاد .
« دمستق » پيرامن « مصيصه » بمانده پيشكشهائى از ستور ، چارپا ، پارچههاى ديباى رومى و زينتهائى زرين براى سيف الدوله فرستاد ، سيف الدوله نيز كارى همانند كرد . به همين سبب « دمستق » سه ماه در كشور اسلام بىكشاكش بماند . او نمىتوانست مصيصه را بگشايد زيرا كه شهر جاى او را نداشت ، و چون و با در يارانش افتاد ، پولى از مردم مصيصه گرفته از آنجا برفت .
در كوفه نيز مردى كه مىگفتند علوى است آشكار شد ، كه برقع [ 2 ] بسته بود ، ميان او و ابو الحسن محمد بن عمر علوى چند درگيرى رخ داد ، و چون معز الدوله به بغداد بازگشت ، اين برقع پوش بگريخت .
نيز گزارش رسيد كه « نجا » به سوى اربابش سيف الدوله برگشته ، به مقام پيشين بازگشته است .
سال سيصد و پنجاه و چهارم آغاز شد .
غلامان سيف الدوله در حضور او بر « نجا » حمله كرده با شمشير او را كشتند [ 3 ] .
سيف الدوله در اين هنگام غش كرد و يك ساعت بيهوش ماند . همسر سيف كه دختر ابو العلاء
هامش
[ ( - ) ] ( چ نجف 1398 ه - . با مقدمهء صاحب ذريعه ، ص 218 ) يعنى در وزارت ابن مسلمه رئيس الرؤساء حلاجى مذهب رفيلى تبار مجرى سياست همزيستى عباسيان و طالبيان بر ضد فاطميان مصر كه هانرى لائوست آن را « سياست هاشمى » مىنامد تأليف شده است . ن . ك . خ 6 : 124 و 154 .
[ ( 1 - ) ]M: داستان نجا غلام ياغى سيف الدوله كه ارمنستان را از « ابو الورد » گرفت در خ 6 : 262 و برادرش « نما » در خ 6 : 260 بگذشت .
[ ( 2 - ) ]M: متن : و كان مبرقعا . برقع پوزبندى است كه بينى و دهان را بپوشاند و تنها چشمها را باز مىگذارد و مانع شناسائى مىشود .
[ ( 3 - ) ] صاحب تاريخ ميافارقين آرد : نجا در مجلس سيف الدوله با گروهى به ميخوارى نشسته -