« برقعيد » شنيد كه ناصر الدوله به جزيره رفته است ، پس او نيز از « برقعيد » به سوى جزيره رفت و چون شنيد كه حمدان بن ناصر الدوله به سوى او مىآيد ، باز ايستاد ، تا دانست كه براى پناهندگى مىآيد ، علوان قشيرى نيز با او بود . معز الدوله به جزيره رفت ولى ناصر الدوله را نيافته ، به موصل رفت . او ، در راه از گزارش رخداد موصل آگاه شد ، پس به پردهدار كه در نصيبين بود دستور نامه نوشت كه به « بلد » رود . خود نيز به « بلد » رفت و بار و بنه را به تكريت فرستاد . پردهدار فرا رسيد ، ابو هيجاء حرب بن ابو العلاء ابن حمدان [ 1 ] به او پناهنده شد و به سوى نصيبين به راه افتاد . ابو جعفر علوى نصيبى نامهء صلح خواهى ناصر الدوله را به معز الدوله رسانيد ، ولى او نپذيرفت . ابو تغلب نيز كه به موصل رفته در « دير اعلا » فرود آمده بود ، تا هنگامى كه در آنجا مىزيست خوش دلى نشان داده دردسرى براى كارگزاران معز الدوله فراهم نكرد .
حمدان به رحبه رفت ، كه الپتگين [ 2 ] در آنجا بود و با وى جنگيد و معز الدوله به موصل آمد ، پس ابو تغلب از « دير اعلا » بيرون رفت و معز الدوله به جاى او فرود آمد * هزار مرد كوچك از غلامان ابو تغلب به او پناهنده شد ، « مسيب » و « مهيا » نيز « كشمرد » را اسير آوردند ، پس به مسيب و مهيا ، خلعت و گردنبند و دستبند داد . ابو تغلب نيز نامههائى به وسيلهء دوستش ابو الحسن على بن عمرو بن ميمون براى معز الدوله فرستاد و پس از گفتگوها قرار شد ابو تغلب آنچه را به فرمانروائى پدرش ناصر الدوله بود ، يعنى موصل ، ربيعه ، و رحبه بر عهده گيرد ، به شرط آنكه براى بازماندهء سال 353 ششصد هزار درم و براى چهار سال بعد ، كه به 357 ه - . پايان مىيابد ، براى هر سال شش ميليون و دويست هزار درم بپردازد و ششصد هزار درم نخستين را همراه با اسيرانى كه در دست داشت ، هنگامى كه معز الدوله به « حديثه » مىآيد ، به آنجا بياورد و تحويل دهد . او تعهد نمود ، اضافه بر بازگردانيدن دارائى و
هامش
[ ( 1 - ) ]M: برادر ابو فراس حارث بن أبو سعيد بن حمدان شاعر است ( ذريعه 9 : 47 ) كه به دست روم اسير شد ( خ 6 : 253 ) و سپس آزاد شد ( خ 6 : 273 ) .
[ ( 2 - ) ]M: از سرداران ترك سپاه سامانى بود . - خ 6 : 253 .