سيف الدوله * و غازى خراسانى به مصيصه رسيدند ، سپاه روم آنجا را رها كرده رفته بود ، پس گروههاى خراسانى از سختى و گرانى ، در مرزها و حلب پراكنده شده ، بيشتر ايشان به بغداد و از آنجا به خراسان بازگشتند . دمستق پيش از بازگشت از مصيصه به مردم اعلام كرد كه من شهر شما را رها مىكنم ، ولى نه به سبب ناتوانى ، بلكه براى كمبود خواربار . من دوباره باز خواهم آمد ، هر كس از شما مىخواهد از اين شهر برود ، پيش از آمدن من برود . زيرا پس از آمدن من هر كس را بيابم خواهم كشت .
در اين سال كردان قافلهء حاجيان را كه به سوى خراسان باز مىگشتند در بالاى « حلوان » غارت كردند ، و حاجيان به حلوان برگشتند .
گزارش رسيد كه : گرانى در « انطاكيه » و همهء مرزها بيداد كرده ، تا آنجا كه نان به دست كسى نمىرسد ، مردم رطبه و علف مىخوردند ، گروهى نزديك پنجاه هزار تن از مردم مرزنشين از گرسنگى به رمله و دمشق كوچ كردند . نيز آنكه دمستق مشغول گردآورى سپاه براى حمله بر كشور اسلام است . نيز اينكه : سلطان در « حران » به جبران دردهائى پرداخته كه در اثر ستمگريهاى « نجا » پيش آمده بود . و اينكه گرانى در « حران » « ورقه » بسيار سخت شده است .
نيز در اين سال هجريان [ قرمطيان ] از سيف الدوله * خواهش كردند كه براى ايشان مقدارى آهن بفرستد . سيف الدوله دستور داد آهن دروازههاى شهر « رقه » كه آهنين بود آوردند و جاى دهانهء آن را بستند . او در ديار مصر حتى سنگ ترازوهاى آهنين را نيز از بقالان و فروشندگان گردآورى كرد . سپس هجريان نامه نوشتند كه :
ما از آهن بىنياز شدهايم ! پس دادرس ابو حصين درهاى آهنين گرد آمده را شكسته درهائى براى خانهء خود ساخت . پس از چندى دوباره هجريان خواستار آهن شدند .
امير آهنهاى ابو حصين را پس نگرفت و هر چه توانست از اطراف گردآورده همه را از راه فرات به شهر « هيت » حمل كرد و از آنجا از راه خشكى به هجر فرستاد .
ابو الحسين باهلى نيز نامهاى از ناصر الدوله [ حمدانى ] جهت روشن كردن روابط او با دولت براى معز الدوله آورد كه قرار شد براى سال 352 ه - ناصر الدوله يك
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 254
مساهمون: أحمد بن محمد مسكويه الرازي
ص٢٥٤