تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
ميليون درم بپردازد ، به شرط آنكه سيصد هزار آن را پيش پرداخت كند ، و براى سالهاى پنجاه و سه و چهار دو ميليون درم كه پيش پرداخت آن دويست هزار درم باشد و باقى را بخشابخش بپردازد . و چون مسأله پايان يافت ، ناصر الدوله پيشنهاد كرد كه ده هزار دينار نيز اضافه بدهد به شرط آنكه فرمان [ حكومت ] به نام فرزندش ابو تغلب فضل اللّه غضنفر صادر شود . معز الدوله نپذيرفت . پس چون ماه جمادى دوم آغاز شد پانصد هزار درم از آنچه مورد قرارداد باهلى بود برسيد و تحويل خزانه‌دارى شد و معز الدوله در صدد رفتن به موصل برآمد . باهلى خواهش كرد درنگ كند * تا خود نامه‌اى براى ناصر الدوله ببرد و پاسخ آورد . به او مأموريت داده شد كه برود و از ناصر جبران هزينهء تدارك سفر معز الدوله را نيز بخواهد . او برفت و معز الدوله خرگاه خود به دروازهء « شماسيه » بيرون برد ، سبكتكين پرده‌دار و گروهى از سرداران به پيشاهنگى به سوى موصل شدند و امير به دنبال ايشان رفت ، پل بغداد را به « سن » [ 1 ] برده در آنجا بستند و خود با سپاه از آن گذشته به كرانهء باخترى رفته ، يك سر به سوى موصل رهسپار شد . باهلى نيز پاسخ را با پذيرفتن پرداخت سيصد هزار درم هزينهء آمادگى براى سفر بياورد ولى معز الدوله نپذيرفت و باهلى از تكريت بازگشت و امير به راه خود ادامه داد . چون ناصر الدوله از نزديك شدن معز الدوله به موصل آگاه شد ، از آنجا به نصيبين رفت ، زيرا ، نمىخواست با امير رو به رو شود . معز الدوله نيز در پايان روز از موصل بدر شده ، ابو العلا صاعد بن ثابت را براى گردآورى غلات و گرفتن مالياتها ، و بكتوزون و سبكتكين عجمى [ 2 ] و وهرى و گروهى از تركان و ديلميان را براى امنيت شهر در آنجا نهاد . چون ناصر الدوله از حركت معز الدوله به سوى خود آگاه شد ، روز شنبه نيمهء شعبان از نصيبين به « ميافارقين » شد و پرده‌دار بزرگ
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ياقوت چند جا را بدين نام ياد مىكند ، يكى از آنها را كه گويا همين باشد « سن بارما » مىخواند كه بالاى تكريت ، در آنجا است كه رود زاب به دجله ريزد . [ ( 2 - ) ]M: براى سبكتكين عجمى - خ 6 : 316 .