به دنبال او رفت . پس چون به ميافارقين نزديك شد ، ناصر الدوله آنجا را ترك كرد ، پردهدار نيز به نصيبين بازگشت و به معز الدوله خبر داد كه دشمن پس از آگاهى از نزديكى * او گريخته ولى نمىدانست به كجا رفته است . پس معز الدوله از نصيبين به سوى موصل رفت كه مبادا ناصر بدانجا شود . او پردهدار و گروهى از سرداران را در نصيبين نهاد . « ابو تغلب » پسر ناصر الدوله و برادرانش نيز به سوى موصل رفته ، در آنجا با جانشينان معز الدوله جنگى سخت كرده بودند ، كه در آن فرزندان ناصر شكست خورده از موصل بازگشته « زبزب » [ 1 ] هاى معز الدوله را كه در ساحل آن شهر بود و زورقهاى سپاه را كه در آنجا بود به آتش كشيده بودند . معز الدوله از پيروزى يارانش بر حمدانيان در موصل آرامش يافت . سپس ناصر الدوله و فرزندانش گرد آمدند و به موصل رفته بكتوزون و سبكتكين عجمى و سپاه معز الدوله را كه در موصل گذارده بود شكست دادند . برخى ديلميان به ناصر پناهنده شدند . او سپرهايشان را گرفته سوزانيد و به هر يك ده درم بخشوده آزاد كرد ، بكتوزن و سبكتكين و ديگر تركان و وهرى و صاعد و احمد طويل غلام موسى پياده [ 2 ] را اسير كرد . احمد از اهواز به بالا آمده بود ، كه نزد معز الدوله از يك حقشكنى كه در اقطاع او [ 3 ] رخداده ، دادخواهى نمايد .
بنى حمدان همهء آنچه معز الدوله در موصل داشت ، چارپايان ، سلاح ، پوشاك خز ، و دويست هزار درم ( كه از بغداد برايش آورده بودند ، و دويست هزار درم ) كه مال پردهدار بود ، با همهء اسيران * به دژ بردند . چون خبر حركت معز الدوله از نصيبين به ناصر الدوله و فرزندانش رسيد ، بىدرنگ به « سنجار » رفتند و معز الدوله به « برقعيد » رفت . و هنوز از آنچه در موصل بر سر يارانش آمد آگاه نبود . در
هامش
[ ( 1 - ) ]M: نوعى قايق نهر پيما است - خ 5 : 59 .
[ ( 2 - ) ]M: متن : فياذه .
[ ( 3 - ) ] در تكمله آمده است : او اهواز را به مبلغى ضمانت كرده بود پس بدين جا آمد كه آن را فسخ كند .