نشده ] است .
در ارمنستان و ملازجرد مردى بود به نام « ابو الورد » [ 1 ] كه بر آن ديار چيره شده بود . « نجا » به كشور او چشم دوخت كه آن را از او بستاند ، و از اين رو نه به ارزش غزا توجه كرد و نه به سخنان غازى خراسانى گوش داد او به سوى « ابو الورد » رفته ، كشور و دژهاى او را بگرفته ، ثروتى سرشار به دست آورده ، در آن دژ بماند و بر بخشهائى از ارمنستان ، ملازجرد ، خلاط ، موش چيره شد . غازى خراسانى ناگزير به سيف الدوله روى آورد و پس از ديدار او به سوى « مصيصه » رفت . پس گزارش [ 2 ] رسيد كه روميان با سپاهى انبوه همراه دمستق به « مصيصه » رسيده ، هفت روز آنجا مانده ، شصت و اند سوراخ بر ديوار شهر كردهاند ، ولى مقاومت مردم شهر و كمبود خواربار و گرانى او را باز پس نشاند . او پس از آنكه پانزده روز در كشور اسلام مانده بود در بازگشت روستاهاى « مصيصه » ، « اذنه » ، « طرسوس » را به آتش كشيد ، زيرا كه اينان به مردم « مصيصه » كمك رسانيده بودند . روميان پنجهزار تن از مسلمانان را كشتند و مردم « اذنه » و « طرسوس » نيز اندكى از روميان كشته بودند . هنگامى كه
هامش
[ ( 1 - ) ] فارقى در تاريخ « ميافارقين » گويد : خبر رسيد كه « ابو الورد » فرمانرواى « اخلاط » از ديوار بيفتاد و درگذشت و همهء كشور به دست « نجا » غلام سيف الدوله و جوان او افتاد . نيز گويد : در اين سال « نجا » به « ميافارقين » آمد تا آن را براى معز الدوله بگيرد كه سپاهيانى براى اين كار فرستاده بود ، در ميان درگيرى خبر يافت كه كارگزار « ابو الورد » به ملازجرد يورش برده آن را گرفته است ، پس او از « ميافارقين » به سوى منطقهء « اخلاط » رفت ، مردم « ميافارقين » نيز بيرون آمده اردوگاه او را غارت كردند .
[ ( 2 - ) ] صاحب تاريخ اسلام مىافزايد : روميان به قصد گرفتن « اذنه » و « مصيصه » آمدند ، مردم « اذنه » از مردم « طرسوس » كمك خواستند ، پانزده هزار سوار و پياده به كمك آمدند و جنگى سخت در گرفت ، مسلمانان چيره شده روميان را دنبال كردند ، تا آنكه كمينهاى روميان بيرون آمده چهار هزار پياده از سپاه اسلام را جدا كردند . مسلمانان در پناه تپهاى كه آنجا بود ، دو روز با روميان جنگيدند ، سپس روميان با كمكى كه به ايشان رسيد مسلمانان را از پا درآوردند . پس به « مصيصه » حمله كردند . . . نيز در اين سال مسلمانان دژ « يمانيه » را كه در سه فرسنگى « آمد » است با ترفندى بگرفتند .