تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
عمويش [ سيف الدوله ] زنده است و از بيهوشى رهائى يافته ، از رفتارى كه با ابن دنحا كرده بود بترسيده ، با سرعت به حران رفت . « ابن دنحا » كسى بود كه به معز الدوله پناهنده شده بود ولى چون * در بغداد به چيزى دست نيافت به سوى سيف الدوله رو آورد . پس « نجا » غلام سيف الدوله ، هبة اللّه را دنبال كرد ولى به او نرسيد و بنهء او را گرفته به نزد سيف الدوله آورد . هبة اللّه كه گريزان به حران آمد ، به دروغ آگهى داد كه عمويش [ سيف الدوله ] درگذشت و او از پدر خواست تا مردانى براى دفاع از شهر « حران » براى او بفرستد ، تا در « حران » بماند و از آن دفاع كند . او از حرانيان خواست تا سوگند وفادارى به او ، در جنگ و صلح ، ياد كنند . حرانيان به گمان درستى سخنانش ، قسم خوردند ، و افزودند : « به شرط اينكه جنگ با عمويش در ميان نباشد ، زيرا كه ايشان با سيف الدوله نخواهند جنگيد » او نيز رضايت داد . پس از چند روز « نما » [ 1 ] برادر « نجا » غلام سيف الدوله فرا رسيد . هبة اللّه و حرانيان دروازه‌ها را بر او بستند . چون « نما » دانست كه ترفندى نتواند كرد ، گفت : من نه براى حران بلكه براى « ارزن » و « ميافارقين » آمده بودم ، پس به سوى آن جا شتافت و در نامه‌اى به برادر خود « نجا » از كار حرانيان گله كرده ، او را بر ضد ايشان تحريك كرد . « نجا » نيز به راه افتاد و همين كه نزديك حران رسيد ، هبة اللّه به سوى پدرش گريخت و مردم حران از شر او رها شدند . « نجا » در بيرون حران اردو زد و هفتاد پير از سران شهر براى عرض سلام به نزد او آمدند . او همگى را به نگهبانان سپرده تهديد به كشتن كرد . او يك ميليون درم كيفر بستن دروازه‌ها به روى برادرش « نما » را خواستار شد و هيچ عذر نپذيرفت . پس * از چانه‌زدن‌ها به سيصد و بيست هزار درم بسنده كرده ، براى اجرا ، گروهى سوار و پياده نيز همراه ايشان به شهر فرستاد و براى پرداخت آن قراردادهائى سنگين بر عهدهء ايشان
هامش
[ ( 1 - ) ]M: نما و نجا نام دو برادر سريانى ، برده آزاد شدهء سيف الدوله بودند . در پانوشت خ 6 : 273 نيز از برادر نجا يادى شده است . نام خاندان نما در حله ، در سدهء هشتم نيز از همين ريشه است .
تجارب الأمم ( فارسى ) — صفحة 250 | أحمد بن محمد مسكويه الرازي / ابو القاسم امامى / على نقى منزوى