سيف الدوله [ حمدانى ] با چند تن گريختند . « دمستق » بر خانهء او كه در بيرون حلب بود دست يافته سيصد و نود بدرهء زر و يك هزار و چهارصد استر و انبارهائى بىشمار سلاح از سيف الدوله به دست آورده ، همه را ببرد و خانه را به آتش كشيد . ربض [ 1 ] بيرون ديوار حلب را نيز بگرفت . مردم حلب از پشت ديوار با « دمستق » جنگيده ، گروهى از روميان را با سنگ كشتند . بخشى * از ديوار حلب بر سر مردم آن فرو ريخته ، گروهى را بكشت . روميان بدان شكاف چشم دوخته بر آن حمله كردند ولى مسلمانان از آن دفاع كردند . شبانه مسلمانان همت كرده آن را نوسازى كردند ، بامدادان ، بر بالاى آن آمده ، تكبير مىگفتند . چون روميان اندكى عقب نشسته ، به كوه « جوشن » رفتند ، نگهبانان حلب ، به خانههاى مردم و تيمچهء بازرگانان دست درازى و غارت آغاز كردند . مردم فرياد كردند « به خانههاى خود برسيد كه غارت شد » جنگندگان ديوار شهر و سنگرها را رها كرده براى دفاع به خانههاى خود آمدند .
روميان كه بالاى ديوار شهر را مدتى دراز خالى ديدند ، شيرك شده ، بالا آمدند و چون شهر را در آشوب و غارت ديدند ، دروازهها را باز كرده ، به درون آمدند و شمشير بر مردم نهاده ، هر كس را يافتند كشتند تا خسته شدند . يك هزار و دويست اسير رومى كه در شهر بودند آزاد شده ، شمشير بر مسلمانان كشيدند . سيف الدوله هفتصد رومى را براى « فديه » گرفتن آماده كرده بود ، « دمستق » آنان را نيز آزاد كرد ، ده و اند هزار پسر و دختر ، زن و مرد مسلمان را به اسيرى گرفت . از گنجينههاى سيف الدوله و انبارهاى بازرگانان ، آن برد كه به شمار و وصف نايد . و چون باركش خالى براى دمستق نماند ، باقى را بسوزاند * آب در خمرههاى بزرگ روغن زيتون ريخت تا روغنها بيرون آمده ، بر زمين جارى شد ، مسجدها را ويران كرد و نه روز اين چنين در آنجا بماند .
دمستق پيش از گشودن شهر ، پيشنهاد كرده بود كه مردم حلب سه هزار پسر و دختر ، با مقدارى اموال كه معين كرده بود ، به او بدهند تا برود ، ولى مردم نپذيرفته
هامش
[ ( 1 - ) ]M: ربض ، ساختمانهاى بيرون ديوار شهر يا دژ است .